poot

[ایالات متحده]/puːt/
[بریتانیا]/puːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.[US slang] مدفوع
vi. گوز زدن

عبارات و ترکیب‌ها

poot your pants

پوشیدن شلوار

poot noise

صدای پووت

poot it out

آن را خاموش کن

poot party

جشن پووت

poot time

زمان پووت

poot humor

طنز پووت

poot machine

ماشین پووت

poot sound

صدای پووت

poot joke

جک پووت

poot face

چهره پووت

جملات نمونه

it's funny when a baby poots.

وقتی یک نوزاد دستمالی می‌کند، خنده‌دار است.

he tried to hide the sound of his poot.

او سعی کرد صدای دستمالی‌اش را پنهان کند.

she laughed after she accidentally pooted.

او بعد از اینکه ناخواسته دستمالی کرد، خندید.

it's natural to poot during a workout.

در طول تمرین، دستمالی کردن طبیعی است.

don't be embarrassed if you poot in public.

اگر در ملا عام دستمالی کردید، خجالت نکشید.

he blamed the dog for the loud poot.

او سر تقصیر دستمالی بلند را به سگ انداخت.

sometimes, a poot can smell really bad.

گاهی اوقات، دستمالی می‌تواند واقعاً بد بو باشد.

she covered her mouth when she heard the poot.

وقتی صدای دستمالی را شنید، دهانش را پوشاند.

he couldn't stop laughing after he pooted.

بعد از دستمالی کردن، نتوانست جلوی خنده خود را بگیرد.

they made a game out of who could poot the loudest.

آنها مسابقه‌ای ترتیب دادند تا ببینند چه کسی می‌تواند بلندترین دستمالی را انجام دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید