poove it
اثبات آن
poove me
من را ثابت کن
poove wrong
غلط بودن را ثابت کن
poove right
درست بودن را ثابت کن
poove something
چیزهایی را ثابت کن
poove a point
نقطهای را ثابت کن
poove your worth
ارزش خود را ثابت کن
poove the theory
نظریه را ثابت کن
poove the fact
حقیقت را ثابت کن
poove a claim
ادعایی را ثابت کن
she is a real poove when it comes to cooking.
او در آشپزی واقعاً بااستعداده.
he always tries to poove his point in discussions.
او همیشه سعی میکند نظر خود را در بحثها ثابت کند.
they decided to poove their friendship by traveling together.
آنها تصمیم گرفتند دوستی خود را با سفر با هم ثابت کنند.
it’s important to poove your abilities in a job interview.
نشان دادن تواناییهای خود در یک مصاحبه شغلی مهم است.
she tried to poove her theory with experiments.
او سعی کرد نظریه خود را با آزمایش ثابت کند.
he needed to poove himself worthy of the award.
او نیاز داشت خود را شایسته جایزه ثابت کند.
they worked hard to poove their commitment to the project.
آنها سخت برای ثابت کردن تعهد خود به پروژه تلاش کردند.
to poove a point, she presented several statistics.
برای اثبات یک موضوع، او آمار متعددی ارائه داد.
the athlete wanted to poove he was the best in his sport.
ورزشکار میخواست ثابت کند که بهترین در ورزش خود است.
he always finds a way to poove his critics wrong.
او همیشه راهی برای اثبات اشتباه بودن منتقدانش پیدا میکند.
poove it
اثبات آن
poove me
من را ثابت کن
poove wrong
غلط بودن را ثابت کن
poove right
درست بودن را ثابت کن
poove something
چیزهایی را ثابت کن
poove a point
نقطهای را ثابت کن
poove your worth
ارزش خود را ثابت کن
poove the theory
نظریه را ثابت کن
poove the fact
حقیقت را ثابت کن
poove a claim
ادعایی را ثابت کن
she is a real poove when it comes to cooking.
او در آشپزی واقعاً بااستعداده.
he always tries to poove his point in discussions.
او همیشه سعی میکند نظر خود را در بحثها ثابت کند.
they decided to poove their friendship by traveling together.
آنها تصمیم گرفتند دوستی خود را با سفر با هم ثابت کنند.
it’s important to poove your abilities in a job interview.
نشان دادن تواناییهای خود در یک مصاحبه شغلی مهم است.
she tried to poove her theory with experiments.
او سعی کرد نظریه خود را با آزمایش ثابت کند.
he needed to poove himself worthy of the award.
او نیاز داشت خود را شایسته جایزه ثابت کند.
they worked hard to poove their commitment to the project.
آنها سخت برای ثابت کردن تعهد خود به پروژه تلاش کردند.
to poove a point, she presented several statistics.
برای اثبات یک موضوع، او آمار متعددی ارائه داد.
the athlete wanted to poove he was the best in his sport.
ورزشکار میخواست ثابت کند که بهترین در ورزش خود است.
he always finds a way to poove his critics wrong.
او همیشه راهی برای اثبات اشتباه بودن منتقدانش پیدا میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید