popsicle

[ایالات متحده]/ˈpɒpsɪkəl/
[بریتانیا]/ˈpɑːpsɪkəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خوراکی منجمد بر روی چوب؛ نام تجاری برای نوعی دسر منجمد
Word Forms
جمعpopsicles

عبارات و ترکیب‌ها

cherry popsicle

یوخه آلوچه

orange popsicle

یوخه نارنگی

grape popsicle

یوخه انگور

blueberry popsicle

یوخه بلوبری

strawberry popsicle

یوخه توت فرنگی

watermelon popsicle

یوخه هندوانه

mango popsicle

یوخه آلو

fruit popsicle

یوخه میوه

popsicle stick

چوب بستنی

popsicle mold

قالب بستنی

جملات نمونه

i enjoy eating a popsicle on a hot summer day.

من از خوردن بستنی یخی در یک روز گرم تابستان لذت می برم.

children love to have a popsicle after playing outside.

بچه ها عاشق خوردن بستنی یخی بعد از بازی بیرون هستند.

my favorite popsicle flavor is strawberry.

عطر مورد علاقه من بستنی یخی، توت فرنگی است.

we bought a box of popsicles for the party.

ما یک جعبه بستنی یخی برای مهمانی خریدیم.

she made homemade popsicles using fresh fruit.

او بستنی های یخی خانگی با استفاده از میوه های تازه درست کرد.

he offered me a popsicle to cool down.

او یک بستنی یخی به من پیشنهاد کرد تا خنک شوم.

they sell popsicles at the beach during summer.

آنها در طول تابستان بستنی یخی در ساحل می فروشند.

after dinner, we enjoyed a popsicle on the porch.

بعد از شام، ما از خوردن بستنی یخی در ایوان لذت بردیم.

she likes to share her popsicle with her friends.

او دوست دارد بستنی یخی خود را با دوستانش به اشتراک بگذارد.

he always chooses the biggest popsicle at the store.

او همیشه بزرگترین بستنی یخی را در مغازه انتخاب می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید