poseuse

[ایالات متحده]/pəʊˈzɜːz/
[بریتانیا]/poʊˈzɜːz/

ترجمه

n. زنی که وانمود می‌کند چیزی است که نیست؛ زنی که یک حالت یا نگرش خاصی را به خود می‌گیرد
شکل‌های واژه
جمعposeuses

عبارات و ترکیب‌ها

poseuse de questions

پرسشگر

poseuse d'énigmes

طراح معما

poseuse de problèmes

طراح مسئله

poseuse de limites

تعیین کننده محدودیت ها

poseuse de défis

چالش‌گر

poseuse de règles

تعیین کننده قوانین

poseuse d'options

ارائه دهنده گزینه ها

poseuse de solutions

ارائه دهنده راه حل

poseuse de rêves

رویاپرداز

poseuse de visions

نگهدارنده دیدگاه

جملات نمونه

she is a poseuse at the local art gallery.

او یک مدل ژستی در گالری هنری محلی است.

the poseuse struck a perfect pose for the photographer.

مدل ژستی برای عکاس یک ژست عالی گرفت.

he admired the poseuse's confidence during the shoot.

او اعتماد به نفس مدل ژستی را در طول عکسبرداری تحسین کرد.

the fashion show featured a talented poseuse.

نمایش مد شامل یک مدل ژستی با استعداد بود.

the poseuse changed outfits several times during the session.

مدل ژستی در طول جلسه چندین بار لباس عوض کرد.

she learned how to be a poseuse through online tutorials.

او یاد گرفت که چگونه از طریق آموزش های آنلاین یک مدل ژستی باشد.

the poseuse's expression added depth to the photos.

حالت چهره مدل ژستی عمق بیشتری به عکس ها بخشید.

as a poseuse, she needed to understand lighting and angles.

به عنوان یک مدل ژستی، او باید نورپردازی و زوایا را درک می کرد.

the artist used the poseuse as inspiration for his painting.

هنرمند از مدل ژستی به عنوان الهام برای نقاشی خود استفاده کرد.

every pose she made as a poseuse was carefully planned.

هر ژستی که مدل ژستی می گرفت به دقت برنامه ریزی شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید