posse

[ایالات متحده]/'pɒsɪ/
[بریتانیا]/'pɑsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گروه؛ یک نیروی مسلح محلی

عبارات و ترکیب‌ها

Sheriff's posse

گروه معاونین Sheriff

جملات نمونه

tea was handed round by a posse of mothers.

چای توسط گروهی از مادرها سرو شد.

He rode into town with his posse.

او با گروه خود وارد شهر شد.

The singer's posse followed her everywhere.

گروه خواننده او را همه جا دنبال می‌کرد.

The posse was formed to track down the fugitive.

گروه برای دستگیری فراری تشکیل شد.

She always goes out with her posse.

او همیشه با گروه خود بیرون می‌رود.

The posse rounded up the suspects in the robbery case.

گروه مظنونان را در پرونده سرقت جمع کرد.

The posse disbanded after the mission was completed.

گروه پس از اتمام مأموریت منحل شد.

He's the leader of the posse.

او رهبر گروه است.

The posse searched the entire area for clues.

گروه کل منطقه را به دنبال سرنخ‌ها جستجو کرد.

The posse rode off into the sunset.

گروه به سمت غروب سوار شدند.

The posse was determined to bring the outlaws to justice.

گروه مصمم بود قانون‌شکان را به عدالت بکشاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید