postdoc

[ایالات متحده]/ˈpəʊst.dɒk/
[بریتانیا]/ˈpoʊst.dɑːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا نشان دهنده تحقیقات یا موقعیت های پسادکترا
n. فردی که یک موقعیت پسادکترا را در اختیار دارد
Word Forms
جمعpostdocs

عبارات و ترکیب‌ها

postdoc position

موقعیت پسادکتری

postdoc funding

تامین مالی پسادکتری

postdoc researcher

محقق پسادکتری

postdoc application

درخواست پسادکتری

postdoc fellowship

بورسیه پسادکتری

postdoc mentor

استاد راهنما پسادکتری

postdoc experience

تجربه پسادکتری

postdoc program

برنامه پسادکتری

postdoc network

شبکه پسادکتری

postdoc salary

حقوق پسادکتری

جملات نمونه

she started her postdoc at a prestigious university.

او دوره پسادکتری خود را در یک دانشگاه معتبر آغاز کرد.

his postdoc research focuses on renewable energy.

تحقیقات پسادکتری او بر روی انرژی‌های تجدیدپذیر متمرکز است.

many postdocs face challenges in securing permanent positions.

بسیاری از پسادکتری ها با چالش های جذب مشاغل دائمی روبرو هستند.

she published several papers during her postdoc.

او در طول دوره پسادکتری خود چندین مقاله منتشر کرد.

networking is crucial for postdocs seeking jobs.

شبکه سازی برای پسادکتری های متقاضی شغل بسیار مهم است.

he received a grant to support his postdoc project.

او برای حمایت از پروژه پسادکتری خود گرانتی دریافت کرد.

the postdoc position requires strong research skills.

موقعیت پسادکتری به مهارت های تحقیقاتی قوی نیاز دارد.

she mentors undergraduate students during her postdoc.

او در طول دوره پسادکتری خود به دانشجویان مقطع کارشناسی مشاوره می دهد.

postdocs often collaborate with faculty members.

پسادکتری ها اغلب با اعضای هیئت علمی همکاری می کنند.

he is considering a postdoc in a different country.

او در حال بررسی دوره پسادکتری در کشور دیگری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید