poster

[ایالات متحده]/ˈpəʊstə(r)/
[بریتانیا]/ˈpoʊstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تصویر بزرگ که بر روی یک پوستر چاپ شده است، معمولاً برای تبلیغ یا تزئین استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

movie poster

پوستر فیلم

promotional poster

پوستر تبلیغاتی

event poster

پوستر رویداد

poster design

طراحی پوستر

poster child

کودک پوستر

poster board

تخته پوستر

poster paper

کاغذ پوستر

جملات نمونه

She hung a poster on the wall.

او یک پوستر روی دیوار نصب کرد.

The poster advertised a new movie.

پوستر تبلیغ یک فیلم جدید بود.

I bought a poster of my favorite band.

من یک پوستر از گروه مورد علاقه ام خریدم.

The poster featured a beautiful landscape.

پوستر دارای یک منظره زیبا بود.

He collected vintage posters as a hobby.

او به عنوان سرگرمی پوسترهای قدیمی جمع آوری می کرد.

The poster was designed with vibrant colors.

پوستر با رنگ های زنده طراحی شده بود.

She framed the poster to hang in her room.

او پوستر را قاب کرد تا در اتاقش نصب کند.

The poster caught everyone's attention.

پوستر توجه همه را جلب کرد.

They used the poster to promote the event.

آنها از پوستر برای تبلیغ رویداد استفاده کردند.

The poster was torn and needed to be replaced.

پوستر پاره شده بود و نیاز به جایگزینی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید