postnasal

[ایالات متحده]/ˌpəʊstˈneɪzl/
[بریتانیا]/ˌpoʊstˈneɪzl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. واقع در پشت بینی؛ مرتبط با ناحیه پشت حفره بینی

عبارات و ترکیب‌ها

postnasal drip

چکاپ پسینازال

postnasal congestion

تنگی نفس پسینازال

postnasal syndrome

سندرم پسینازال

postnasal discharge

خونریزی پسینازال

postnasal irritation

تحریک پسینازال

postnasal obstruction

انسداد پسینازال

postnasal inflammation

التهاب پسینازال

postnasal flow

جریان پسینازال

postnasal symptoms

علائم پسینازال

postnasal reflex

رفلکس پسینازال

جملات نمونه

postnasal drip can cause a sore throat.

چکه پس از بینی می تواند باعث گلو درد شود.

many people experience postnasal congestion during allergy season.

بسیاری از افراد در طول فصل آلرژی دچار احتقان پس از بینی می شوند.

she was diagnosed with postnasal syndrome.

او به سندرم پس از بینی تشخیص داده شد.

postnasal drainage can lead to bad breath.

خروج ترشحات پس از بینی می تواند منجر به بد بو شدن دهان شود.

he used a saline spray to relieve postnasal irritation.

او از اسپری نمکی برای رفع تحریک پس از بینی استفاده کرد.

postnasal symptoms often worsen at night.

علائم پس از بینی اغلب در شب بدتر می شوند.

she noticed postnasal symptoms after eating dairy.

او متوجه علائم پس از بینی پس از خوردن لبنیات شد.

postnasal issues can be treated with antihistamines.

مشکلات پس از بینی را می توان با آنتی هیستامین درمان کرد.

he complained about postnasal pressure in his sinuses.

او از فشار پس از بینی در سینوس های خود شکایت کرد.

postnasal symptoms may indicate an underlying infection.

علائم پس از بینی ممکن است نشان دهنده یک عفونت زمینه‌ای باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید