postprandial

[ایالات متحده]/pəʊs(t)'prændɪəl/
[بریتانیا]/ˌpost'prændɪəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بعد از یک وعده غذا، به ویژه بعد از شام

عبارات و ترکیب‌ها

postprandial glucose

گلوکز پس از غذا

postprandial drowsiness

خواب آلودگی پس از غذا

postprandial walk

پیاده‌روی پس از غذا

جملات نمونه

took a postprandial walk through the woods.

در یک پیاده‌روی پس از غذا در جنگل رفت.

we were jolted from our postprandial torpor.

ما از حالت بی‌حالی پس از غذا بیرون کشیده شدیم.

enjoy a postprandial coffee

لذت بردن از قهوه پس از غذا

suffer from postprandial heartburn

از سوزش سر دل پس از غذا رنج می‌برد

reduce postprandial sugar spikes

کاهش افزایش قند خون پس از غذا

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید