postured

[ایالات متحده]/ˈpɒstʃəd/
[بریتانیا]/ˈpɑːstʃərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. یک حالت فیزیکی خاص اتخاذ کرد

عبارات و ترکیب‌ها

postured correctly

قرارگیری صحیح

postured confidently

با اعتماد به نفس قرار گرفت

postured elegantly

به زیبایی قرار گرفت

postured awkwardly

به طرز نامناسبی قرار گرفت

postured defensively

به صورت تدافعی قرار گرفت

postured assertively

به طور قاطعانه قرار گرفت

postured naturally

به طور طبیعی قرار گرفت

postured strategically

به طور استراتژیک قرار گرفت

postured openly

به طور آشکارا قرار گرفت

postured professionally

به صورت حرفه‌ای قرار گرفت

جملات نمونه

she postured confidently during the presentation.

او با اعتماد به نفس در طول ارائه ژست گرفت.

he postured as if he knew all the answers.

او چنان ژست گرفت که انگار پاسخ همه سوالات را می‌دانست.

the cat postured to intimidate the other animals.

گربه برای ترساندن حیوانات دیگر ژست گرفت.

they postured for the camera at the event.

آنها در طول رویداد برای دوربین ژست گرفتند.

she postured herself as a leader among her peers.

او خود را به عنوان یک رهبر در بین همسالانش ژست گرفت.

he postured dramatically to get attention.

او برای جلب توجه به طور نمایشی ژست گرفت.

the dancer postured gracefully on stage.

رقصنده به طور ظریف روی صحنه ژست گرفت.

they postured as experts in the field.

آنها خود را به عنوان متخصص در این زمینه ژست گرفتند.

she postured herself to appear more confident.

او خود را به گونه‌ای ژست گرفت که با اعتماد به نفس‌تر به نظر برسد.

the actor postured to convey strong emotions.

بازیگر برای نشان دادن احساسات قوی ژست گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید