placed

[ایالات متحده]/pleɪst/
[بریتانیا]/pleɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته participle از place

عبارات و ترکیب‌ها

placed order

سفارش داد

placed emphasis

تاکید کرد

placed trust

اعتماد گذاشت

placed value

ارزش قائل شد

placed bets

شرط بست

placed limits

محدودیت قرار داد

placed attention

توجه قرار داد

placed restrictions

محدودیت اعمال کرد

placed expectations

انتظارات داشت

placed focus

تمرکز کرد

جملات نمونه

the book was placed on the shelf.

کتاب روی قفسه قرار داده شد.

she placed her trust in him.

او به او اعتماد کرد.

the order was placed yesterday.

سفارش دیروز ثبت شد.

he placed a bet on the game.

او شرطی روی بازی بست.

the flowers were placed in a vase.

گلها در یک گلدان قرار داده شدند.

she placed her hand on his shoulder.

او دستش را روی شانه او گذاشت.

the meeting was placed on the calendar.

جلسه در تقویم قرار داده شد.

they placed the blame on him.

آنها مقصر دانستن را به او نسبت دادند.

the furniture was placed carefully in the room.

مبلمان با دقت در اتاق قرار داده شد.

he placed an emphasis on teamwork.

او بر کار گروهی تاکید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید