potager

[ایالات متحده]//pɒtəˈʒeɪ//
[بریتانیا]//poʊtəˈʒeɪ//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چهارچوبی که مسئول تهیه سوپ‌هاست؛ یک باغچه پоварی.
شکل‌های واژه
جمعpotagers

جملات نمونه

the chef maintains a small potager behind the restaurant.

شکارچی یک پاتاژ کوچک را پشت رستوران حفظ می کند.

our grandmother's potager provides fresh vegetables for the whole family.

پاتاژ مادربزرگ ما سبزیجات تازه را برای تمام خانواده فراهم می کند.

i planted herbs in the ornamental potager near the patio.

من گیاهان دارویی را در پاتاژ زیبای نزدیک تراس کاشتم.

the french-style potager features geometric raised beds.

پاتاژ سبک فرانسوی با تخته های بلند هندسی ویژگی دارد.

we redesigned the backyard to include a productive potager.

ما باز طراحی بازش گوشه را شامل یک پاتاژ تولیدی کردیم.

the seasonal vegetables from the potager taste much better than store-bought ones.

سبزیجات فصلی از پاتاژ طعم بهتری نسبت به سبزیجات خریداری شده از فروشگاه دارد.

my neighbor's potager attracts beneficial insects to the garden.

پاتاژ همسایه من حشرات مفید را به باغ جذب می کند.

the old cottage has a charming historic potager.

خانه قدیمی یک پاتاژ تاریخی جذاب دارد.

she teaches gardening classes in her flourishing potager.

او در پاتاژ خود کلاس های کاشت و پرورش گیاهان را تدریس می کند.

the monastery features a traditional medicinal herb potager.

راهبه یک پاتاژ گیاه دارویی سنتی را دارد.

our community garden includes a dedicated section for potagers.

باغ جامعه ما یک بخش اختصاصی برای پاتاژ ها را شامل می شود.

the children love picking ripe tomatoes from the school potager.

کودکان دوست دارند از پاتاژ مدرسه گوجه های رسیده را بردارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید