pothering

[ایالات متحده]/ˈpɒðərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɑːðərɪŋ/

ترجمه

v. ایجاد اضطراب یا ناراحتی; ایجاد سر و صدا یا هیاهو

عبارات و ترکیب‌ها

pothering around

در حال سر و کله زدن

pothering about

در مورد سر و کله زدن

pothering on

ادامه دادن به سر و کله زدن

pothering away

به آرامی سر و کله زدن

pothering off

خاموش کردن

pothering up

سر و کله زدن

pothering forth

به جلو سر و کله زدن

pothering through

عبور کردن

pothering it

انجام دادن آن

جملات نمونه

stop pothering about the details and focus on the big picture.

و به جای پرداختن به جزئیات، روی تصویر بزرگ تمرکز کنید.

she was pothering over her homework all evening.

او تمام شب در حال پرداختن به تکالیفش بود.

there's no point in pothering when we have a deadline to meet.

وقتی مهلت تحویل داریم، دلیلی ندارد که زیاد درگیر شویم.

he tends to pother about trivial matters instead of making decisions.

او معمولاً در مورد مسائل جزئی درگیر می‌شود و به جای آن تصمیم نمی‌گیرد.

don't pother too much; just make a choice and move on.

زیاد درگیر نشوید؛ فقط یک انتخاب کنید و ادامه دهید.

they were pothering over which restaurant to choose for dinner.

آنها در حال تصمیم‌گیری در مورد اینکه کدام رستوران را برای شام انتخاب کنند بودند.

she always ends up pothering instead of enjoying the moment.

او همیشه در نهایت درگیر می‌شود و از لحظه لذت نمی‌برد.

he was pothering about the weather before the trip.

او قبل از سفر در مورد هوا درگیر بود.

stop pothering and just tell me what you want.

دیگر درگیر نشوید و فقط به من بگویید چه می‌خواهید.

they spent hours pothering over the best way to solve the problem.

آنها ساعت‌ها در مورد بهترین راه حل برای حل مشکل درگیر بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید