poutine

[ایالات متحده]/ˈpuːtiːn/
[بریتانیا]/ˈpuːtin/

ترجمه

n. یک غذای کانادایی به صورت سیب‌زمینی سرخ شده با رویال، تکه‌های پنیر و سس گوشت

عبارات و ترکیب‌ها

love poutine

عشق به پوتاین

eating poutine

خوردن پوتاین

make poutine

ساختن پوتاین

great poutine

پوتین عالی

order poutine

سفارش پوتاین

best poutine

بهترین پوتاین

had poutine

داشتن پوتاین

with poutine

با پوتاین

serve poutine

سرو کردن پوتاین

try poutine

تست کردن پوتاین

جملات نمونه

i've always wanted to try poutine.

من همیشه می‌خواستم پوتین را امتحان کنم.

the restaurant is famous for its delicious poutine.

این رستوران به خاطر پوتین خوشمزه‌اش مشهور است.

we ordered a large poutine to share.

ما یک پوتین بزرگ سفارش دادیم تا تقسیم کنیم.

do you like gravy on your poutine?

آیا دوست دارید روی پوتین خود سس گوشت داشته باشید؟

quebec is the home of classic poutine.

کبک مهد پوتین کلاسیک است.

i love poutine with extra cheese curds.

من عاشق پوتین با پنیر کوردهای اضافی هستم.

they offer a variety of poutine toppings.

آنها انواع مختلفی از مواد روی پوتین ارائه می‌دهند.

poutine is the perfect comfort food.

پوتین غذای راحت‌کننده عالی است.

let's go get some poutine tonight.

بیا امشب بریم پوتین بگیریم.

the poutine was hot and crispy.

پوتین داغ و ترد بود.

i'm craving poutine right now.

من الان هوس پوتین کرده‌ام.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید