french fries
سیبزمینی سرخکرده
eat fries
سیبزمینی سرخکرده بخور
fries with ketchup
سیبزمینی سرخکرده با کاتشب
making fries
در حال درست کردن سیبزمینی سرخکرده
hot fries
سیبزمینی سرخکرده داغ
order fries
سیبزمینی سرخکرده سفارش بده
crispy fries
سیبزمینی سرخکرده ترد
love fries
عشق به سیبزمینی سرخکرده
fries now
سیبزمینی سرخکرده الان
get fries
سیبزمینی سرخکرده بگیر
i'm craving some crispy fries with ketchup.
من هوس سیبزمینی سرخکرده ترد با کاتشب دارم.
would you like fries with your burger?
آیا میخواهید سیبزمینی سرخکرده با همبرگرتان داشته باشید؟
the kids devoured a large order of fries.
کودکان مقدار زیادی سیبزمینی سرخکرده خوردند.
he dropped his fries on the floor.
او سیبزمینی سرخکردههایش را روی زمین انداخت.
we shared a basket of fries at the beach.
ما یک سینی سیبزمینی سرخکرده را در ساحل با هم خوردیم.
the restaurant is famous for its seasoned fries.
این رستوران به خاطر سیبزمینی سرخکرده طعمدارش معروف است.
i dipped my fries in a milkshake.
من سیبزمینی سرخکردههایم را در یک شیک فرو بردم.
they make the best sweet potato fries i've ever had.
آنها بهترین سیبزمینی شیرین سرخکردهای که تا به حال داشتهام را درست میکنند.
he ordered a side of fries with his sandwich.
او یک سهم سیبزمینی سرخکرده با ساندویچش سفارش داد.
the smell of freshly made fries was irresistible.
بوی سیبزمینی سرخکرده تازه درست شده غیرقابل مقاومت بود.
she likes curly fries more than regular fries.
او سیبزمینی سرخکرده مارپیچ را بیشتر از سیبزمینی سرخکرده معمولی دوست دارد.
we got fries and milkshakes for a quick lunch.
ما سیبزمینی سرخکرده و شیک برای یک ناهار سریع گرفتیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید