praetorian

[ایالات متحده]/priː'tɔːrɪən/
[بریتانیا]/priˈtɔriən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یکی از اعضای طبقه باستانی روم از مقامات که به عنوان پرایتور شناخته می‌شوند
adj. مربوط به یک مقام یا پرایتور، مربوط به گارد پرایتوری
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

praetorian guard

نگهبان پیشین

praetorian prefect

ارشد نگهبان

جملات نمونه

A large praetorian bureaucracy filled with ambitious and often sycophantic people makes work and makes trouble.

یک بوروکراسی بزرگ پریتوریایی پر از افراد جاه‌طلب و اغلب چاپلوس، کار و دردسر ایجاد می‌کند.

The praetorian guard was responsible for protecting the Roman emperor.

نگهبانان پریتوریایی مسئول محافظت از امپراتور روم بودند.

The praetorian prefect held significant power in ancient Rome.

پرفکت پریتوریایی قدرت قابل توجهی در روم باستان داشت.

The praetorian cohort was well-trained and disciplined.

گروه پریتوریایی آموزش دیده و منظم بود.

The praetorian cavalry played a crucial role in battles.

سواران پریتوریایی نقش مهمی در نبردها داشتند.

Caesar relied on the praetorian guard for his protection.

قیصر برای محافظت از خود به نگهبانان پریتوریایی اعتماد کرد.

The praetorian edict outlined the legal duties of the praetor.

اراده نامه پریتوریایی وظایف قانونی پریتور را مشخص کرد.

The praetorian system was a key component of the Roman military.

سیستم پریتوریایی یک جزء کلیدی از ارتش روم بود.

The praetorian tribune was in charge of overseeing military affairs.

رییس پریتوریایی مسئولیت نظارت بر امور نظامی را بر عهده داشت.

The praetorian camp was heavily fortified to protect the guards.

کمپ پریتوریایی به شدت مستحکم بود تا از نگهبانان محافظت کند.

The praetorian guard's loyalty was crucial to the emperor's safety.

وفاداری نگهبانان پریتوریایی برای ایمنی امپراتور بسیار مهم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید