praline

[ایالات متحده]/ˈprɑːliːn/
[بریتانیا]/ˈpreɪliːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی شیرینی ساخته شده از مغزها و شکر؛ شیرینی ساخته شده از مغزها و شکر، اغلب با شکلات

عبارات و ترکیب‌ها

chocolate praline

پralین شکلاتی

hazelnut praline

پralین فندق

praline filling

مواد پرالین

praline dessert

دسر پرالین

praline sauce

سس پرالین

praline chocolate

شکلات پرالین

praline cake

کیک پرالین

praline truffles

ترافل‌های پرالین

praline ice cream

آیس‌کریم پرالین

praline bites

پرزنت‌های پرالین

جملات نمونه

i love to eat praline chocolates during the holidays.

من عاشق خوردن شکلات‌های پرالین در تعطیلات هستم.

she made a delicious praline dessert for the party.

او یک دسر پرالین خوشمزه برای مهمانی درست کرد.

praline is often used as a topping for ice cream.

پ RALINE اغلب به عنوان پوششی برای بستنی استفاده می شود.

he gifted her a box of assorted pralines.

او یک جعبه پرالین‌های متنوع به او هدیه داد.

we learned how to make praline in the cooking class.

ما یاد گرفتیم چگونه پرالین را در کلاس آشپزی درست کنیم.

the praline flavor was a hit among the guests.

طعم پرالین مورد علاقه مهمانان بود.

she prefers dark chocolate pralines over milk chocolate.

او ترجیح می دهد شکلات تلخ پرالین را به شکلات شیری ترجیح دهد.

they decorated the cake with crushed praline.

آنها کیک را با پرالین خرد شده تزئین کردند.

praline can be a great addition to your baking recipes.

پ RALINE می تواند یک افزودنی عالی به دستور العمل های پخت و پز شما باشد.

she savored every bite of the praline tart.

او از هر لقمه کیک تارت پرالین لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید