the pram was by the dresser.
صندلی بچه کنار میز آرایش بود.
a child in a pram with attendant nursemaid.
یک کودک در یک گاری با پرستار همراه.
She ran in chase of the pram.
او در تعقیب کالسکه دوچرخه دوید.
with a struggle, she pulled the pram up the slope.
با زحمت، او صندلی بچه را به سمت بالا هل داد.
it was touch-and-go whether she could reach the pram before it overturned.
این یک وضعیت حساس بود که آیا او می تواند صندلی بچه را قبل از واژگونی آن به دست آورد.
She pushed the pram along the sidewalk.
او صندلی بچه را در امتداد پیاده رو هل داد.
The pram was filled with baby blankets and toys.
صندلی بچه پر از پتو و اسباب بازی بچه بود.
He folded the pram and put it in the trunk of the car.
او صندلی بچه را تا کرد و آن را در صندوق عقب ماشین گذاشت.
The pram had a comfortable cushion for the baby.
صندلی بچه یک تشک راحت برای کودک داشت.
She bought a new pram for her upcoming baby.
او یک صندلی بچه جدید برای نوزاد آینده اش خرید.
The pram had a sunshade to protect the baby from the sun.
صندلی بچه دارای سایبان برای محافظت از کودک در برابر نور خورشید بود.
They went for a walk in the park with the pram.
آنها برای قدم زدن با صندلی بچه به پارک رفتند.
The pram had a storage basket underneath for baby essentials.
صندلی بچه دارای یک سبد ذخیره سازی در زیر آن برای لوازم ضروری کودک بود.
She decorated the pram with colorful ribbons for a festive look.
او صندلی بچه را با روبان های رنگارنگ برای ظاهری جشن تزئین کرد.
The pram was lightweight and easy to maneuver.
صندلی بچه سبک وزن بود و به راحتی قابل مانور بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید