prats

[ایالات متحده]/præts/
[بریتانیا]/præts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد احمق یا ناتوان؛ نشیمنگاه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

prats at play

بازی با بچه‌ها

silly prats

بچه‌های احمق

prats in charge

بچه‌ها مسئول

prats together

بچه‌ها با هم

little prats

بچه‌های کوچک

prats being prats

بچه‌ها در حال بچه‌بازی

prats on stage

بچه‌ها روی صحنه

prats at heart

بچه‌ها از صمیم قلب

prats in disguise

بچه‌ها در نقش‌های مختلف

prats for fun

بچه‌ها برای تفریح

جملات نمونه

don't be such a prat during the meeting.

در طول جلسه اینقدر احمقانه رفتار نکن.

he acted like a prat when he interrupted her.

وقتی حرفش را قطع کرد، مثل یک احمق رفتار کرد.

stop being a prat and listen to the instructions.

دیگه مثل احمق رفتار نکن و به دستورالعمل ها گوش کن.

she called him a prat for forgetting her birthday.

به خاطر فراموش کردن تولدش، او را احمق خطاب کرد.

we all have our prat moments, don't we?

همه ما لحظات احمقانه داریم، نه؟

he can be a real prat when he drinks too much.

وقتی زیاد می‌نوشد، می‌تواند واقعاً احمق باشد.

she laughed at his prat behavior at the party.

او به خاطر رفتار احمقانه او در مهمانی خندید.

don't be a prat; just admit your mistake.

مثل احمق رفتار نکن؛ فقط اشتباهت را قبول کن.

he always tries to act cool, but he's just a prat.

او همیشه سعی می کند خونسرد به نظر برسد، اما فقط یک احمق است.

being a prat won't help you make friends.

احمق بودن به شما در دوست شدن کمک نمی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید