preclude

[ایالات متحده]/prɪˈkluːd/
[بریتانیا]/prɪˈkluːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

از وقوع جلوگیری کردن یا غیرممکن ساختن.

جملات نمونه

to preclude all doubts

برای جلوگیری از هرگونه تردید

We try to preclude any possibility of misunderstanding.

ما سعی می کنیم از هرگونه احتمال سوء تفاهم جلوگیری کنیم.

The flood precluded him from coming.

سیل مانع از آمدن او شد.

Modesty precludes me from accepting the honor.

تواضع مرا از پذیرش این افتخار باز می‌دارد.

maintain the fluid and electrolyte balance and preclude hyperglycosemia;

تعادل آب و الکترولیت را حفظ کنید و از هایپرگلیسم جلوگیری کنید.

A prior engagement will preclude me from coming.

یک قرار قبلی از من جلوگیری می کند.

Abdication is precluded by the lack of a possible successor.

کناره‌گیری به دلیل نبود جانشین احتمالی غیرممکن است.

the secret nature of his work precluded official recognition.

ماهیت محرمانه کار او از به رسمیت شناختن رسمی جلوگیری کرد.

his difficulties preclude him from leading a normal life.

مشکلات او از داشتن یک زندگی عادی جلوگیری می‌کند.

The bad weather precluded me from attending the meeting.

شرایط آب و هوای نامساعد از حضور من در جلسه جلوگیری کرد.

economic shackles that precluded further investment.

زنجیرهای اقتصادی که از سرمایه‌گذاری بیشتر جلوگیری می‌کرد.

The complicated misanthropy which enabled him, his interpreters declared, to love the public and spurn humanity, did not preclude certain trifling investigation of the tenderer emotions.

میل شدید به بیگانگی که به او اجازه می‌داد، طبق گفته مفسرانش، مردم را دوست داشته باشد و از انسانیت دوری کند، مانع از بررسی‌های جزئی و بی‌اهمیت احساسات لطیف نمی‌شد.

نمونه‌های واقعی

He has a medical condition which precludes transfer.

او دارای یک وضعیت پزشکی است که انتقال را منتفی می‌کند.

منبع: Prison Break Season 1

I am precluded from speaking on that topic.

من از صحبت کردن در مورد آن موضوع منع شده ام.

منبع: Lawsuit Duo Season 2

These circumstances do not preclude them from being regarded as heroic figures today.

این شرایط از در نظر گرفته شدن آنها به عنوان چهره های قهرمان امروز جلوگیری نمی کند.

منبع: Selected English short passages

732. This measure may preclude the exclusive agency from selling crucial crude oil.

732. این اقدام ممکن است از عملکرد انحصاری آژانس در فروش نفت خام حیاتی جلوگیری کند.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

Military activity with Russia does not preclude the fact that we have differences with the Russians over Bashar al-Assad.

فعالیت نظامی با روسیه مانع از این واقعیت نمی شود که ما با روس ها در مورد بشار اسد اختلاف نظر داریم.

منبع: VOA Standard December 2015 Collection

He said such international efforts would help preclude a fully-fledged war with Russia.

او گفت چنین تلاش های بین المللی به جلوگیری از یک جنگ تمام عیار با روسیه کمک خواهد کرد.

منبع: BBC Listening Compilation March 2014

With NFTs, my owning something doesn't preclude others from enjoying it.

با NFT ها، مالکیت من چیزی به این معنا نیست که از لذت بردن دیگران جلوگیری کند.

منبع: TED Talks (Audio Version) October 2021 Collection

Not normally, but I mean, that doesn't preclude the possibility.

معمولاً نه، اما منظورم این است که این احتمال را منتفی نمی کند.

منبع: Criminal Minds Season 2

However, her humility didn't preclude a few appearances at air shows and two attempts at record-setting in the LA area.

با این حال، فروتنی او از حضور در نمایشگاه های هوایی و دو تلاش برای ثبت رکورد در منطقه لس آنجلس جلوگیری نکرد.

منبع: Women Who Changed the World

It precludes others from enjoying what you own.

این از لذت بردن دیگران از آنچه شما مالک آن هستید جلوگیری می کند.

منبع: TED Talks (Audio Version) October 2021 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید