preconvictions

[ایالات متحده]/ˌpriːkənˈvɪkʃənz/
[بریتانیا]/ˌpriːkənˈvɪkʃənz/

ترجمه

n. محکومیت‌های پیشین

عبارات و ترکیب‌ها

strong preconvictions

پیش‌گمان‌های قوی

prior preconvictions

پیش‌گمان‌های قبلی

cultural preconvictions

پیش‌گمان‌های فرهنگی

personal preconvictions

پیش‌گمان‌های شخصی

overcome preconvictions

پیش‌گمان‌های غلبه شده

without preconvictions

بدون پیش‌گمان

deep preconvictions

پیش‌گمان‌های عمیق

challenge preconvictions

چالش پیش‌گمان‌ها

unconscious preconvictions

پیش‌گمان‌های ناخودآگاه

جملات نمونه

his preconvictions about immigration made it difficult for him to consider new evidence.

پیش‌معتقدات او درباره مهاجرت باعث شد که برای او در نظر گرفتن شواهد جدید دشوار شود.

the judge's preconvictions influenced the outcome of the case.

پیش‌معتقدات دادگاه بر نتیجه پرونده تأثیر گذاشت.

she had to overcome her preconvictions to accept the new policy.

او باید پیش‌معتقدات خود را غلبه کند تا سیاست جدید را پذیرفته شود.

preconvictions often cloud judgment in complex legal matters.

پیش‌معتقدات اغلب قضاوت را در مسائل قانونی پیچیده اشکال می‌دهد.

the therapist helped him identify his preconvictions about relationships.

درمانگر کمک او کرد تا پیش‌معتقدات خود درباره روابط را شناسایی کند.

preconvictions can be both helpful and harmful in decision-making.

پیش‌معتقدات می‌توانند در تصمیم‌گیری هم مفید و هم مضر باشند.

his preconvictions about wealth prevented him from understanding the argument.

پیش‌معتقدات او درباره ثروت باعث شد که او بتواند استدلال را درک کند.

the scientist questioned her preconvictions about the hypothesis.

دانشمند پیش‌معتقدات خود درباره فرضیه را به سوالات کشید.

preconvictions based on past experiences shaped their worldview.

پیش‌معتقدات مبتنی بر تجربیات گذشته، دیدگاه جهانی آنها را شکل داد.

we must challenge our preconvictions to grow as individuals.

ما باید پیش‌معتقدات خود را چالش بگیریم تا به عنوان فردی رشد کنیم.

cultural preconvictions affected how they interpreted the artwork.

پیش‌معتقدات فرهنگی بر اینکه چگونه آثار هنری را تفسیر کردند تأثیر گذاشت.

his preconvictions about technology limited his willingness to adapt.

پیش‌معتقدات او درباره فناوری میل او را به سازگاری محدود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید