avoid prejudgement
پرهیز از قضاوت پیش زمانه
negative prejudgements
قضاوتهای منفی پیش زمانه
unfair prejudgements
قضاوتهای نا fairly پیش زمانه
prejudgement of guilt
قضاوت پیش زمانه در مورد خطا
prejudgement phase
مرحله قضاوت پیش زمانه
bias and prejudgements
تمایل و قضاوتهای پیش زمانه
we should not make prejudgements about people based on their appearance.
ما نباید درباره افراد با ارزشگذاریهای پیشدرآمده بر اساس ظاهر آنها تصمیم بگیریم.
her prejudgements about the new policy prevented her from seeing its benefits.
ارزشگذاریهای پیشدرآمده او درباره سیاست جدید باعث شد که او مزایای آن را نپذیرد.
the lawyer addressed the prejudgements against his client in court.
دادگاه را با ارزشگذاریهای پیشدرآمده علیه مشتری خود مواجه کرد.
many tourists carry prejudgements about destinations they've never visited.
بسیاری از گردشگران ارزشگذاریهای پیشدرآمده درباره مقاصدی که هرگز بازدید نکردهاند دارند.
overcoming prejudgements requires open-mindedness and empathy.
پیروزی بر ارزشگذاریهای پیشدرآمده نیازمند بازدستی و همدلی است.
the study examined unconscious prejudgements in the hiring process.
این مطالعه ارزشگذاریهای پیشدرآمده ناخودآگاه در فرآیند استخدام را بررسی کرد.
teachers must challenge their prejudgements to treat all students fairly.
معلمان باید ارزشگذاریهای پیشدرآمده خود را چالش بگیرند تا تمام دانشآموزان را عادلانه در نظر بگیرند.
media can reinforce harmful prejudgements about minority groups.
رسانهها میتوانند ارزشگذاریهای پیشدرآمده مضر درباره گروههای کمتریت را تقویت کنند.
personal prejudgements often stem from limited life experiences.
ارزشگذاریهای شخصی اغلب از تجربیات محدود زندگی ناشی میشود.
society's prejudgements about gender roles are slowly changing.
ارزشگذاریهای پیشدرآمده جامعه درباره نقشهای جنسی بهتدریج در حال تغییر است.
his prejudgements regarding foreign cultures were proven wrong after his trip.
ارزشگذاریهای او درباره فرهنگهای خارجی پس از سفرش اشتباه ثابت شد.
avoid prejudgement
پرهیز از قضاوت پیش زمانه
negative prejudgements
قضاوتهای منفی پیش زمانه
unfair prejudgements
قضاوتهای نا fairly پیش زمانه
prejudgement of guilt
قضاوت پیش زمانه در مورد خطا
prejudgement phase
مرحله قضاوت پیش زمانه
bias and prejudgements
تمایل و قضاوتهای پیش زمانه
we should not make prejudgements about people based on their appearance.
ما نباید درباره افراد با ارزشگذاریهای پیشدرآمده بر اساس ظاهر آنها تصمیم بگیریم.
her prejudgements about the new policy prevented her from seeing its benefits.
ارزشگذاریهای پیشدرآمده او درباره سیاست جدید باعث شد که او مزایای آن را نپذیرد.
the lawyer addressed the prejudgements against his client in court.
دادگاه را با ارزشگذاریهای پیشدرآمده علیه مشتری خود مواجه کرد.
many tourists carry prejudgements about destinations they've never visited.
بسیاری از گردشگران ارزشگذاریهای پیشدرآمده درباره مقاصدی که هرگز بازدید نکردهاند دارند.
overcoming prejudgements requires open-mindedness and empathy.
پیروزی بر ارزشگذاریهای پیشدرآمده نیازمند بازدستی و همدلی است.
the study examined unconscious prejudgements in the hiring process.
این مطالعه ارزشگذاریهای پیشدرآمده ناخودآگاه در فرآیند استخدام را بررسی کرد.
teachers must challenge their prejudgements to treat all students fairly.
معلمان باید ارزشگذاریهای پیشدرآمده خود را چالش بگیرند تا تمام دانشآموزان را عادلانه در نظر بگیرند.
media can reinforce harmful prejudgements about minority groups.
رسانهها میتوانند ارزشگذاریهای پیشدرآمده مضر درباره گروههای کمتریت را تقویت کنند.
personal prejudgements often stem from limited life experiences.
ارزشگذاریهای شخصی اغلب از تجربیات محدود زندگی ناشی میشود.
society's prejudgements about gender roles are slowly changing.
ارزشگذاریهای پیشدرآمده جامعه درباره نقشهای جنسی بهتدریج در حال تغییر است.
his prejudgements regarding foreign cultures were proven wrong after his trip.
ارزشگذاریهای او درباره فرهنگهای خارجی پس از سفرش اشتباه ثابت شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید