premeditates

[ایالات متحده]/priːˈmɛdɪteɪts/
[بریتانیا]/priːˈmɛdɪteɪts/

ترجمه

v. به فکر کردن و برنامه‌ریزی برای یک جرم از قبل

عبارات و ترکیب‌ها

premeditates crime

پیش‌بینی جرم

premeditates attack

پیش‌بینی حمله

premeditates action

پیش‌بینی اقدام

premeditates plan

پیش‌بینی برنامه

premeditates murder

پیش‌بینی قتل

premeditates offense

پیش‌بینی تخلف

premeditates strategy

پیش‌بینی استراتژی

premeditates decision

پیش‌بینی تصمیم

premeditates revenge

پیش‌بینی انتقام

premeditates scheme

پیش‌بینی طرح

جملات نمونه

he premeditates every step of his plan.

او هر قدم از طرح خود را از پیش محاسبه می‌کند.

she premeditates her actions to avoid mistakes.

او برای جلوگیری از اشتباهات، اعمال خود را از پیش محاسبه می‌کند.

the criminal premeditates the robbery for weeks.

متخلف سرقت را برای هفته‌ها از پیش برنامه‌ریزی می‌کند.

they believe he premeditates his statements carefully.

آنها معتقدند که او بیانات خود را با دقت از پیش محاسبه می‌کند.

premeditates can lead to more successful outcomes.

محاسبه از پیش می‌تواند منجر به نتایج موفق‌تر شود.

she premeditates her responses during negotiations.

او پاسخ‌های خود را در طول مذاکرات از پیش محاسبه می‌کند.

the artist premeditates each brushstroke on the canvas.

هنرمند هر ضربه قلم مو را روی بوم از پیش محاسبه می‌کند.

he premeditates his speeches to engage the audience.

او سخنرانی‌های خود را برای جذب مخاطب از پیش محاسبه می‌کند.

the lawyer premeditates his arguments for the case.

وکیل استدلال‌های خود را برای پرونده از پیش محاسبه می‌کند.

she premeditates her workout routine for maximum efficiency.

او روتین تمرینی خود را برای حداکثر کارایی از پیش برنامه‌ریزی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید