premie

[ایالات متحده]/ˈpriːmi/
[بریتانیا]/ˈpriːmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوزادی که قبل از پایان دوره بارداری طبیعی متولد می‌شود، به‌ویژه نوزادی که وزن آن کمتر از ۵.۵ پوند است؛ نوزاد نارس
Word Forms
جمعpremies

عبارات و ترکیب‌ها

premie payment

پرداخت حق بیمه

premie amount

مبلغ حق بیمه

premie plan

طرح حق بیمه

premie increase

افزایش حق بیمه

premie eligibility

شرایط واجد شرایط بودن حق بیمه

premie structure

ساختار حق بیمه

premie schedule

برنامه حق بیمه

premie coverage

پوشش حق بیمه

premie refund

بازپرداخت حق بیمه

premie adjustment

تنظیم حق بیمه

جملات نمونه

the premie was born a few weeks early.

نوزاد نارس چند هفته زودتر از موعد به دنیا آمد.

doctors monitored the health of the premie closely.

پزشکان به دقت وضعیت سلامتی نوزاد نارس را زیر نظر داشتند.

parents of a premie often face unique challenges.

والدین نوزادان نارس اغلب با چالش‌های منحصربه‌فرد روبرو هستند.

the hospital provided special care for the premie.

بیمارستان مراقبت‌های ویژه ای برای نوزاد نارس ارائه داد.

feeding a premie requires special techniques.

تغذیه نوزاد نارس نیاز به تکنیک های ویژه دارد.

premies may need to stay in the nicu for weeks.

نوزادان نارس ممکن است برای چند هفته در بخش مراقبت های ویژه نوزادان (NICU) بمانند.

it's important to follow up on a premie’s development.

پیگیری رشد و تکامل نوزاد نارس مهم است.

many families seek support for caring for a premie.

خانواده‌های زیادی به دنبال حمایت برای مراقبت از نوزاد نارس هستند.

premies often require additional medical attention.

نوزادان نارس اغلب به مراقبت های پزشکی بیشتری نیاز دارند.

understanding the needs of a premie is crucial.

درک نیازهای یک نوزاد نارس بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید