prepper

[ایالات متحده]/ˈprep.ə/
[بریتانیا]/ˈprep.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که از قبل آماده می‌کند، به‌ویژه با انباشتن مواد غذایی برای شرایط اضطراری؛ کارگری که خودروهای جدید را تمیز یا آماده می‌کند (به عنوان مثال، شستشو و دیتیلینگ) قبل از تحویل یا فروش.

عبارات و ترکیب‌ها

prepper supplies

تجهیزات آماده‌باش

prepper gear

تجهیزات آماده‌باش

prepper pantry

انبارهای آماده‌باش

prepper mindset

نگرش آماده‌باش

prepper checklist

لیست بررسی آماده‌باش

prepper skills

مهارت‌های آماده‌باش

preppers unite

آماده‌باشندگان متحد شوند

preppers prepare

آماده‌باشندگان آماده می‌شوند

prepper community

جامعه آماده‌باش

prepper training

آموزش آماده‌باش

جملات نمونه

the prepper stocked up on canned food before hurricane season.

پیشواست به ذخیره کنسرو غذا قبل از فصل طوفان پرداخت.

as a cautious prepper, she built an emergency kit for her family.

همانطور که یک پیشواست محتاط، او یک کیت اضطراری برای خانواده‌اش ساخت.

the prepper stored water supplies in the basement for emergencies.

پیشواست آب آشامیدنی را در زیرزمین برای مواقع اضطراری ذخیره کرد.

every weekend, the prepper reviewed his survival plan and updated it.

هر آخر هفته، پیشواست طرح بقای خود را بررسی و به‌روزرسانی می‌کرد.

that prepper learned first aid skills through a local training course.

آن پیشواست مهارت‌های کمک‌های اولیه را از طریق یک دوره آموزشی محلی آموخت.

the prepper kept a bug-out bag by the door for quick evacuation.

پیشواست یک کوله پشتی فرار را در کنار در برای تخلیه سریع نگه داشت.

some people dismiss him, but the prepper stays calm and prepared.

برخی افراد او را نادیده می‌گیرند، اما پیشواست آرام و آماده می‌ماند.

the prepper practiced off-grid living to reduce dependence on utilities.

پیشواست زندگی خارج از شبکه را تمرین کرد تا وابستگی به خدمات را کاهش دهد.

a careful prepper rotates supplies to keep food fresh and usable.

یک پیشواست محتاط، مواد غذایی را چرخانده تا آن‌ها تازه و قابل استفاده بمانند.

the prepper bought extra batteries and a hand-crank radio for outages.

پیشواست باتری‌های اضافی و یک رادیوی دست‌چرخ برای قطعی برق خرید.

during the storm warning, the prepper checked his pantry and fuel storage.

در زمان هشدار طوفان، پیشواست انباری و ذخیره سوخت خود را بررسی کرد.

the prepper joined a mutual aid group to share resources and skills.

پیشواست به یک گروه کمک متقابل پیوست تا منابع و مهارت‌ها را به اشتراک بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید