prepubertal

[ایالات متحده]/priːˈpjuːbərtəl/
[بریتانیا]/priːˈpjuːbərtəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به دوره قبل از بلوغ

عبارات و ترکیب‌ها

prepubertal stage

مرحله پیش بلوغ

prepubertal children

کودکان پیش بلوغ

prepubertal development

توسعه پیش بلوغ

prepubertal period

دوره پیش بلوغ

prepubertal hormones

هورمون‌های پیش بلوغ

prepubertal growth

رشد پیش بلوغ

prepubertal status

وضعیت پیش بلوغ

prepubertal onset

شروع پیش بلوغ

prepubertal changes

تغییرات پیش بلوغ

prepubertal traits

ویژگی‌های پیش بلوغ

جملات نمونه

prepubertal children often experience rapid growth.

کودکان پیش‌نوجوانی اغلب رشد سریع را تجربه می‌کنند.

studies show that prepubertal boys and girls develop differently.

مطالعات نشان می‌دهند که پسران و دختران پیش‌نوجوان به طور متفاوتی رشد می‌کنند.

prepubertal obesity can lead to health issues later in life.

چاقی پیش‌نوجوانی می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی در زندگی بعد شود.

hormonal changes begin to occur in prepubertal stages.

تغییرات هورمونی در مراحل پیش‌نوجوانی آغاز می‌شود.

prepubertal development is crucial for future growth.

رشد پیش‌نوجوانی برای رشد آینده بسیار مهم است.

parents should monitor the health of their prepubertal children.

والدین باید از سلامت کودکان پیش‌نوجوان خود مراقبت کنند.

prepubertal children may show interest in different activities.

کودکان پیش‌نوجوان ممکن است به فعالیت‌های مختلف علاقه نشان دهند.

nutrition plays a key role in prepubertal development.

تغذیه نقش کلیدی در رشد پیش‌نوجوان دارد.

prepubertal anxiety can affect social interactions.

اضطراب پیش‌نوجوان می‌تواند بر تعاملات اجتماعی تأثیر بگذارد.

understanding prepubertal behavior is important for educators.

درک رفتار پیش‌نوجوان برای مربیان مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید