prepuberty

[ایالات متحده]/priːˈpjuːbəti/
[بریتانیا]/priːˈpjuːbərti/

ترجمه

n. دوره قبل از شروع بلوغ، که اغلب به زمان از نوزادی تا آغاز بلوغ اشاره دارد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

prepuberty stage

مرحله پیش بلوغ

prepuberty development

توسعه پیش بلوغ

prepuberty changes

تغییرات پیش بلوغ

prepuberty period

دوره پیش بلوغ

prepuberty growth

رشد پیش بلوغ

prepuberty nutrition

تغذیه پیش بلوغ

prepuberty behavior

رفتار پیش بلوغ

prepuberty health

سلامت پیش بلوغ

prepuberty anxiety

اضطراب پیش بلوغ

prepuberty education

آموزش پیش بلوغ

جملات نمونه

children experience significant changes during prepuberty.

کودکان در دوران پیش از بلوغ تغییرات قابل توجهی را تجربه می‌کنند.

prepuberty is a critical time for emotional development.

پیش از بلوغ دوره‌ای حیاتی برای رشد عاطفی است.

parents should be aware of the challenges faced during prepuberty.

والدین باید از چالش‌هایی که در دوران پیش از بلوغ وجود دارد آگاه باشند.

many children have questions about their bodies during prepuberty.

بسیاری از کودکان در مورد بدن خود در دوران پیش از بلوغ سؤال دارند.

prepuberty can affect a child's self-esteem.

پیش از بلوغ می‌تواند بر عزت نفس کودک تأثیر بگذارد.

it's important to provide support during prepuberty.

ارائه حمایت در دوران پیش از بلوغ مهم است.

education about changes in prepuberty is essential.

آموزش در مورد تغییرات در دوران پیش از بلوغ ضروری است.

peer relationships often shift during prepuberty.

روابط همسالان اغلب در دوران پیش از بلوغ تغییر می‌کند.

prepuberty can be a confusing time for many kids.

پیش از بلوغ می‌تواند دوره‌ای سردرگم‌کننده برای بسیاری از کودکان باشد.

discussing puberty with children before prepuberty is beneficial.

صحبت کردن در مورد بلوغ با کودکان قبل از پیش از بلوغ مفید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید