pressman

[ایالات متحده]/'presmən/
[بریتانیا]/'prɛs'mæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خبرنگار؛ حرفه‌ای اخبار؛ چاپگر
Word Forms
جمعpressmen

عبارات و ترکیب‌ها

newspaper pressman

چاپگر روزنامه

pressman duties

وظایف چاپگر

experienced pressman

چاپگر با تجربه

skilled pressman

چاپگر ماهر

جملات نمونه

The pressman operates the printing press.

اپراتور چاپخانه دستگاه چاپ را اداره می‌کند.

The pressman checks the quality of the printed materials.

اپراتور چاپخانه کیفیت مواد چاپی را بررسی می‌کند.

The pressman adjusts the settings on the press for optimal results.

اپراتور چاپخانه تنظیمات دستگاه چاپ را برای دستیابی به نتایج مطلوب تنظیم می‌کند.

The pressman is responsible for maintaining the printing equipment.

اپراتور چاپخانه مسئول نگهداری تجهیزات چاپ است.

The pressman must be detail-oriented to avoid errors in printing.

اپراتور چاپخانه باید به جزئیات توجه کند تا از بروز خطا در چاپ جلوگیری کند.

The pressman follows safety protocols while working with the press.

اپراتور چاپخانه هنگام کار با دستگاه چاپ از پروتکل‌های ایمنی پیروی می‌کند.

The pressman collaborates with other team members to meet production deadlines.

اپراتور چاپخانه با سایر اعضای تیم همکاری می‌کند تا مهلت‌های تولید را رعایت کند.

The pressman cleans the press after each printing job.

اپراتور چاپخانه دستگاه چاپ را پس از هر بار چاپ تمیز می‌کند.

The pressman troubleshoots any issues that arise during the printing process.

اپراتور چاپخانه هرگونه مشکلاتی که در طول فرآیند چاپ ایجاد می‌شود را رفع می‌کند.

The pressman wears protective gear to ensure safety while working.

اپراتور چاپخانه برای اطمینان از ایمنی هنگام کار از تجهیزات محافظ استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید