presswork

[ایالات متحده]/ˈprɛs.wɜːk/
[بریتانیا]/ˈprɛs.wɜrk/

ترجمه

n. کار چاپ یا مواد چاپ شده؛ عمل چاپ

عبارات و ترکیب‌ها

presswork quality

کیفیت چاپ

presswork process

فرآیند چاپ

presswork design

طراحی چاپ

presswork techniques

تکنیک‌های چاپ

presswork materials

مواد چاپ

presswork equipment

تجهیزات چاپ

presswork standards

استانداردهای چاپ

presswork applications

کاربردهای چاپ

presswork inspection

بازرسی چاپ

جملات نمونه

the presswork for the new magazine was completed on time.

کار چاپ مجله جدید به موقع به پایان رسید.

we need to review the presswork before it goes to print.

ما باید قبل از چاپ، کار چاپ را بررسی کنیم.

the quality of the presswork is crucial for our branding.

کیفیت کار چاپ برای برند ما بسیار مهم است.

she specializes in presswork for high-end publications.

او در زمینه کار چاپ برای نشریات لوکس تخصص دارد.

they invested in new equipment to improve their presswork.

آنها برای بهبود کار چاپ خود در تجهیزات جدید سرمایه گذاری کردند.

presswork errors can lead to significant financial losses.

اشتباهات کار چاپ می تواند منجر به خسارات مالی قابل توجهی شود.

the presswork team worked late to meet the deadline.

تیم کار چاپ برای رسیدن به مهلت مقرر تا دیر وقت کار کردند.

innovative presswork techniques can enhance visual appeal.

تکنیک های نوآورانه کار چاپ می توانند جذابیت بصری را افزایش دهند.

they received praise for their exceptional presswork quality.

آنها برای کیفیت استثنایی کار چاپ خود مورد تحسین قرار گرفتند.

understanding presswork processes is essential for designers.

درک فرآیندهای کار چاپ برای طراحان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید