pretext

[ایالات متحده]/ˈpriːtekst/
[بریتانیا]/ˈpriːtekst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عذر؛ بهانه
vt. به عنوان عذر استفاده کردن

جملات نمونه

pretext an early appointment in town next morning

بهانه یک قرار ملاقات زودهنگام در شهر فردا صبح

the rebels had the perfect pretext for making their move.

شورشیان بهانه‌ی کاملی برای انجام دادن حرکت خود داشتند.

he had come on the pretext of bidding her farewell .

او به بهانه خداحافظی با او آمد.

He used his sore throat as a pretext for not going to school.

او از گلوی دردش بهانه‌ای برای نرفتن به مدرسه به کار برد.

He used his headache as a pretext for not going to school.

او از سردردش بهانه‌ای برای نرفتن به مدرسه به کار برد.

He didn't attend that meeting under the pretext of sickness.

او به بهانه‌ی بیماری در آن جلسه شرکت نکرد.

He used his research as a pretext for travelling to Hungary.

او از تحقیقاتش بهانه‌ای برای سفر به مجارستان به کار برد.

he called round on the pretext of asking after her mother.

او به بهانه‌ی پیگیری حال مادرش تلفنی با او تماس گرفت.

The network media by the use is by actually the disassimilation medium authority, is only this kind of medium authority on the pretext of for some kind of dissemination technology.

شبکه رسانه ها با استفاده از در واقع، قدرت رسانه ای تفکیک است، تنها این نوع قدرت رسانه ای به بهانه استفاده از نوعی فناوری انتشار.

He used his sore finger as a pretext for not going to school.

او از انگشت دردش بهانه‌ای برای نرفتن به مدرسه به کار برد.

He left early on the pretext that he had a bad tootache and had to see the dentist.

او به بهانه‌ی دندان‌درد شدید و نیاز به دیدن دندانپزشک زودتر از محل دور شد.

The aggressor troops marched into the neighbouring country on the pretext of searching for their missing soldier.

نیروهای مهاجم به بهانه جستجوی سرباز گمشده خود وارد کشور همسایه شدند.

I won′t remain supperless, even though you refute every one of my imputations."The tyrant will always find a pretext for his tyranny.

من گرسنه نمی‌مانم، حتی اگر همه‌ی اتهاماتم را رد کنید. ظالم همیشه بهانه‌ای برای ظلم خود پیدا می‌کند.

It is laziness and waywardness, however, that causes one to give himself up as hopeless and back down on the pretext of "no interest".

با این حال، تنبلی و لجبازی است که باعث می شود یک فرد خود را ناامید جلوه دهد و به بهانه "عدم علاقه" عقب نشینی کند.

Let us build correct food and drink concept commonly , use as a pretext and from healthy simple opsonize way , the unrestrained life that zero is all born by the body and mind.

بیایید به طور معمول مفهوم غذا و نوشیدنی صحیح را بسازیم، از آن به عنوان بهانه استفاده کنیم و از یک روش سالم و ساده برای تقویت سیستم ایمنی استفاده کنیم، زندگی بی‌مهار که همه چیز از بدن و ذهن متولد می‌شود.

نمونه‌های واقعی

I thought it wise to provide a credible pretext for our meeting.

من فکر می‌کردم ارائه یک بهانه معقول برای ملاقات ما منطقی است.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Ukraine says they are trying to create a pretext for a Russian invasion.

اوکراین می‌گوید آنها در تلاشند تا بهانه‌ای برای حمله روسیه ایجاد کنند.

منبع: BBC World Headlines

Unfortunately, the COVID-19 pandemic provided a pretext for repressive governments to intensify pressure on independent media.

متاسفانه، همه‌گیری COVID-19 فرصتی را برای دولت‌های سرکوبگر فراهم کرد تا فشار بر رسانه‌های مستقل را افزایش دهند.

منبع: VOA Daily Standard May 2021 Collection

She repeated earlier U.S. assertions that Russia plans to create a false pretext for invasion.

او ادعاهای قبلی آمریکا مبنی بر اینکه روسیه قصد دارد بهانه‌ای دروغین برای حمله ایجاد کند را تکرار کرد.

منبع: VOA Daily Standard February 2022 Collection

It suggested the Americans were trying to create a pretext paving the way for future action against Iran.

این نشان داد که آمریکایی‌ها در تلاشند تا بهانه‌ای را ایجاد کنند که راه را برای اقدام‌های آینده علیه ایران هموار کند.

منبع: BBC Listening September 2019 Collection

Some people worry that they could use that as the kind of pretext.

برخی افراد نگرانند که بتوانند از آن به عنوان نوعی بهانه استفاده کنند.

منبع: The Washington Post

Under a pretext of defending Orthodox Christians living in the sick empire, Russia made its move.

تحت بهانه‌ای برای دفاع از مسیحیان ارتدوکس که در امپراتوری بیمار زندگی می‌کنند، روسیه وارد عمل شد.

منبع: Women Who Changed the World

Wildfires can happen anywhere and they should not be used as a pretext for international sanctions.

آتش‌سوزی می‌تواند در هر جایی رخ دهد و نباید بهانه‌ای برای تحریم‌های بین‌المللی باشد.

منبع: BBC Listening Collection August 2019

Hermione allowed Travers to step ahead of her on the pretext of explaining features of the hall to Ron.

هرمیون به تراورز اجازه داد تا از او جلوتر برود به بهانه‌ای که ویژگی‌های سالن را به رون توضیح دهد.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

Its initial pretext was to protest against alleged fraud in oil-export accounts, but its ambitions have widened.

بهانه اولیه آن اعتراض به تقلب ادعایی در حساب‌های صادرات نفت بود، اما جاه‌طلبی‌های آن گسترش یافته است.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید