printout

[ایالات متحده]/ˈprɪntaʊt/
[بریتانیا]/ˈprɪntaʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خروجی چاپ‌شده؛
مواد چاپی؛
[عکاسی] یک چاپ.

جملات نمونه

She asked for a printout of the previous year’s accounts.

او درخواست یک نسخه چاپی از حساب‌های سال گذشته را کرد.

I need to make a printout of the report.

من نیاز دارم یک نسخه چاپی از گزارش تهیه کنم.

She handed me a printout of the meeting agenda.

او یک نسخه چاپی از دستور کار جلسه به من داد.

Please bring a printout of your resume to the interview.

لطفاً یک نسخه چاپی از رزومه خود را به مصاحبه بیاورید.

The printout of the map was blurry.

نسخه چاپی نقشه تار بود.

He requested a printout of his email correspondence.

او درخواست یک نسخه چاپی از مکاتبات ایمیل خود را کرد.

The instructions are on the printout.

دستورالعمل‌ها روی نسخه چاپی نوشته شده‌اند.

I'll need a printout of the directions.

من به یک نسخه چاپی از مسیرها نیاز دارم.

She made a printout of the recipe for me.

او یک نسخه چاپی از دستور العمل را برای من تهیه کرد.

The printout was in black and white.

نسخه چاپی سیاه و سفید بود.

He showed me the printout of the spreadsheet.

او نسخه چاپی صفحه گسترده را به من نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید