prioress

[ایالات متحده]/praɪə'res/
[بریتانیا]/'praɪərɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رئیس زن یک صومعه کوچک؛ معاون رئیس یک صومعه بزرگ.
Word Forms

جملات نمونه

the prioress chatted to the pedlar in a strange tongue.

اُمِت‌الرَّحِم‌ در زبان غریبه با پدلر صحبت کرد.

" The prioress, that pronounced prognosticator, immediately took a fancy to Cosette and gave her a place in the school as a charity pupil.

رهبانه‌بانویی که پیشگوی مشهور بود، بلافاصله به کوزت علاقه مند شد و جایگاهی برای او در مدرسه به عنوان یک دانش آموز خیریه فراهم کرد.

The prioress led the nuns in prayer every morning.

رهبانه‌بانو هر روز صبح خواهران را در نماز هدایت می‌کرد.

The prioress of the convent was known for her kindness and wisdom.

رهبانه‌بانوی صومعه به مهربانی و خردش معروف بود.

The prioress oversaw the daily activities of the nuns.

رهبانه‌بانو بر فعالیت‌های روزانه خواهران نظارت داشت.

The prioress was responsible for maintaining order in the convent.

رهبانه‌بانو مسئول حفظ نظم در صومعه بود.

The prioress wore a simple black habit.

رهبانه‌بانو لباس سیاه ساده‌ای به تن داشت.

The prioress greeted visitors with a warm smile.

رهبانه‌بانو با لبخندی گرم به مهمانان خوشامد می‌گفت.

The prioress was deeply respected by the other nuns.

رهبانه‌بانو توسط خواهران دیگر به شدت مورد احترام بود.

The prioress had a serene presence that calmed those around her.

رهبانه‌بانو حضور باطنی آرام بخشی داشت که اطرافیان را آرام می‌کرد.

The prioress made important decisions for the convent.

رهبانه‌بانو تصمیمات مهمی برای صومعه می‌گرفت.

The prioress's guidance was valued by all in the convent.

راهنمایی‌های رهبانه‌بانو توسط همه در صومعه ارزشمند تلقی می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید