convent

[ایالات متحده]/'kɒnv(ə)nt/
[بریتانیا]/'kɑnvɛnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک محل سکونت مشترک، معمولاً برای راهبه‌ها، در یک جامعه مذهبی

جملات نمونه

the Convent of St Saviour

صومعه سنت ساور

the Convent of the Blessed Agnes.

صومعه Blessed Agnes.

She entered a convent at the age of 16.

او در سن 16 سالگی وارد صومعه شد.

Living in the convent narrowed her views.

زندگی در صومعه، دیدگاه‌های او را محدود کرد.

the convent was at some distance, but fear would wing her steps.

صومعه کمی دور بود، اما ترس گام‌هایش را به حرکت در می‌آورد.

she entered St Margaret's Convent, and was professed in 1943.

او وارد صومعه سنت مارگارت شد و در سال 1943 رسما اعلام عقیده کرد.

Their first convent was "a new building" in the Rue Cassette, out of the contributions of Mesdames de Boucsde Chateauvieux.

اولین صومعه آنها "ساختمانی جدید" در خیابان کاسه بود، که از کمک‌های خانم‌های بوکس دو شاتوویو تامین مالی می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید