prizeman

[ایالات متحده]/ˈpraɪz.mən/
[بریتانیا]/ˈpraɪz.mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که جایزه‌ای برده است
Word Forms
جمعprizemen

عبارات و ترکیب‌ها

winner prizeman

برنده جایزه

prizeman award

جوایز جایزه

top prizeman

برتر جایزه

prizeman ceremony

مراسم جایزه

prizeman announcement

اعلام جایزه

prizeman title

عنوان جایزه

celebrated prizeman

جایزه جشن گرفته شده

prizeman list

لیست جایزه

prizeman recognition

شناسایی جایزه

prizeman nomination

نامزدی جایزه

جملات نمونه

the prizeman received a trophy for his outstanding performance.

برنده جایزه مدال افتخار را به خاطر عملکرد برجسته‌اش دریافت کرد.

every year, the prizeman is celebrated at a special ceremony.

هر سال، برنده جایزه در یک مراسم خاص مورد تجلیل قرار می‌گیرد.

she was thrilled to be named the prizeman of the competition.

او از اینکه به عنوان برنده جایزه مسابقه انتخاب شد، هیجان‌زده بود.

the prizeman's achievement inspired many young athletes.

دستاوردهای برنده جایزه الهام‌بخش بسیاری از ورزشکاران جوان بود.

as a prizeman, he had to give a speech at the event.

به عنوان برنده جایزه، او باید در این رویداد سخنرانی می‌کرد.

winning the title of prizeman changed his life completely.

کسب عنوان برنده جایزه زندگی او را به طور کامل تغییر داد.

the prizeman was interviewed by local media after the event.

بعد از رویداد، برنده جایزه توسط رسانه‌های محلی مورد مصاحبه قرار گرفت.

being a prizeman comes with both honor and responsibility.

برنده جایزه بودن هم با افتخار و هم با مسئولیت همراه است.

the prizeman shared his journey to success with the audience.

برنده جایزه مسیر موفقیت خود را با مخاطبان به اشتراک گذاشت.

many aspire to be a prizeman in their respective fields.

بسیاری امیدوارند که در زمینه‌های خود به برنده جایزه تبدیل شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید