probed

[ایالات متحده]/prəʊbd/
[بریتانیا]/proʊbd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به دقت کاوش یا بررسی شده است؛ تحقیق یا پرس و جو شده است؛ با یک شی تیز سوراخ شده است

عبارات و ترکیب‌ها

deeply probed

بررسی عمیق

probed further

بررسی بیشتر

probed into

بررسی در مورد

probed thoroughly

بررسی کامل

probed carefully

بررسی دقیق

probed deeply

بررسی عمیق

probed extensively

بررسی گسترده

probed critically

بررسی انتقادی

probed adequately

بررسی مناسب

جملات نمونه

the scientist probed the depths of the ocean.

دانشمند به اعماق اقیانوس دست انداخت.

the detective probed into the suspect's background.

مامور پلیس به پیشینه مظنون دست انداخت.

she probed his mind for answers.

او ذهن او را برای یافتن پاسخ‌ها دست انداخت.

the doctor probed the wound carefully.

پزشک با دقت زخم را دست انداخت.

the journalist probed deeper into the story.

روزنامه‌نگار عمیق‌تر در داستان دست انداخت.

he probed the issue during the meeting.

او این موضوع را در طول جلسه دست انداخت.

the researcher probed various hypotheses.

محقق فرضیه‌های مختلف را دست انداخت.

they probed the market for potential customers.

آنها بازار را برای یافتن مشتریان بالقوه دست انداختند.

she probed the depths of her feelings.

او به اعماق احساسات خود دست انداخت.

the team probed into the reasons for the failure.

تیم به دلایل شکست دست انداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید