procural

[ایالات متحده]/prəˈkjʊərəl/
[بریتانیا]/prəˈkjʊrəl/

ترجمه

n. عمل به دست آوردن یا کسب; فرآیند دستیابی یا تحقق
Word Forms
جمعprocurals

عبارات و ترکیب‌ها

procural process

فرآیند تدارکات

procural strategy

استراتژی تدارکات

procural policy

سیاست تدارکات

procural guidelines

دستورالعمل‌های تدارکات

procural framework

چارچوب تدارکات

procural standards

استانداردهای تدارکات

procural management

مدیریت تدارکات

procural review

بررسی تدارکات

procural audit

بازرسی تدارکات

procural analysis

تجزیه و تحلیل تدارکات

جملات نمونه

he was responsible for the procural of necessary resources.

او مسئول تهیه منابع لازم بود.

the procural process can be quite complicated.

فرآیند تهیه می‌تواند بسیار پیچیده باشد.

she specializes in the procural of medical supplies.

او در تهیه مواد دارویی تخصص دارد.

efficient procural is key to project success.

تهیه کارآمد کلید موفقیت پروژه است.

they streamline the procural of office equipment.

آنها تهیه تجهیزات اداری را ساده می‌کنند.

procural strategies can reduce overall costs.

استراتژی‌های تهیه می‌توانند هزینه‌های کلی را کاهش دهند.

the team focused on the procural of sustainable materials.

تیم بر تهیه مواد پایدار تمرکز کرد.

procural regulations must be followed strictly.

باید به طور دقیق به مقررات تهیه عمل کرد.

she has experience in international procural practices.

او تجربه بین‌المللی در زمینه تهیه دارد.

he was praised for his efficient procural methods.

او به خاطر روش‌های تهیه کارآمدش مورد تحسین قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید