procurators

[ایالات متحده]/ˌprɒkjʊˈreɪtəz/
[بریتانیا]/ˌprɑːkjʊˈreɪtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمایندگان یا نمایندگانی که مجاز به عمل به نمایندگی از دیگران هستند

عبارات و ترکیب‌ها

procurators office

دفتر بازجویی

procurators general

بازپرس عمومی

procurators role

نقش بازپرس

procurators authority

اختیارات بازپرس

procurators duties

وظایف بازپرس

procurators report

گزارش بازپرس

procurators investigation

تحقیقات بازپرس

procurators decision

تصمیم بازپرس

procurators officeholder

مسئول دفتر بازجویی

procurators function

وظیفه بازپرس

جملات نمونه

the procurators presented the evidence in court.

وانمودها مدارک را در دادگاه ارائه دادند.

procurators play a vital role in the justice system.

وانمودها نقش حیاتی در سیستم عدالت ایفا می‌کنند.

many procurators are trained in criminal law.

بسیاری از وانمودها در زمینه قانون کیفری آموزش دیده‌اند.

procurators must adhere to ethical standards.

وانمودها باید به استانداردهای اخلاقی پایبند باشند.

the procurators are responsible for prosecuting cases.

وانمودها مسئولیت پیگرد قانونی پرونده‌ها را بر عهده دارند.

procurators often collaborate with law enforcement agencies.

وانمودها اغلب با سازمان‌های مجری قانون همکاری می‌کنند.

procurators have the authority to file charges.

وانمودها حق دارند شکایت قانونی مطرح کنند.

the procurators delivered their closing arguments.

وانمودها استدلالات پایانی خود را ارائه دادند.

procurators need to gather sufficient evidence.

وانمودها باید شواهد کافی جمع‌آوری کنند.

the role of procurators is crucial for justice.

نقش وانمودها برای عدالت بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید