progeria

[ایالات متحده]/prəʊˈdʒɪəriə/
[بریتانیا]/proʊˈdʒɪriə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وضعیت ژنتیکی که با پیری تسریع شده در کودکان مشخص می‌شود
Word Forms
جمعprogerias

عبارات و ترکیب‌ها

progeria syndrome

سندرم پروژریا

progeria research

تحقیقات پروژریا

progeria treatment

درمان پروژریا

progeria patients

بیماران پروژریا

progeria symptoms

علائم پروژریا

progeria gene

ژن پروژریا

progeria awareness

آگاهی از پروژریا

progeria diagnosis

تشخیص پروژریا

progeria cases

موارد پروژریا

progeria condition

وضعیت پروژریا

جملات نمونه

progeria is a rare genetic disorder.

نوعی اختلال ژنتیکی نادر به نام پروژریا است.

children with progeria age rapidly.

کودکانی که پروژریا دارند به سرعت پیر می شوند.

research on progeria is crucial for understanding aging.

تحقیقات در مورد پروژریا برای درک پیری بسیار مهم است.

progeria affects physical appearance and health.

پروژریا بر ظاهر و سلامت جسمی تأثیر می گذارد.

doctors are studying the causes of progeria.

پزشکان در حال بررسی علل پروژریا هستند.

progeria patients often have a shorter lifespan.

بیماران مبتلا به پروژریا اغلب طول عمر کمتری دارند.

awareness of progeria is increasing globally.

آگاهی در مورد پروژریا به طور جهانی در حال افزایش است.

progeria can lead to various health complications.

پروژریا می تواند منجر به عوارض مختلف سلامتی شود.

support groups exist for families affected by progeria.

گروه‌های حمایتی برای خانواده‌های تحت تأثیر پروژریا وجود دارد.

scientists are hopeful about finding a treatment for progeria.

دانشمندان امیدوارند که درمانی برای پروژریا پیدا کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید