programmatic advertising
تبلیغات برنامهریزیشده
programmatic buying
خرید برنامهریزیشده
programmatic technology
فناوری برنامهریزیشده
a programmatic approach to change.
یک رویکرد برنامه ریزی شده به تغییر
a step-by-step, programmatic approach to problem solving.
یک رویکرد گام به گام، برنامهنویسی شده برای حل مسئله.
The company implemented a programmatic approach to marketing.
شرکت یک رویکرد برنامهنویسی شده برای بازاریابی اجرا کرد.
She is well-versed in programmatic buying.
او در زمینه خرید برنامهنویسی شده بسیار آگاه است.
The team is focusing on programmatic solutions.
تیم بر روی راه حل های برنامهنویسی شده تمرکز دارد.
He is attending a programmatic conference next week.
او هفته آینده در یک کنفرانس برنامهنویسی شده شرکت خواهد کرد.
The agency specializes in programmatic media planning.
این آژانس در زمینه برنامه ریزی رسانه ای برنامهنویسی شده تخصص دارد.
The new software allows for programmatic optimization.
نرم افزار جدید بهینهسازی برنامهنویسی شده را امکان پذیر می سازد.
The company is exploring programmatic trading strategies.
شرکت در حال بررسی استراتژی های معاملاتی برنامهنویسی شده است.
Programmatic technology is revolutionizing the advertising industry.
فناوری برنامهنویسی شده صنعت تبلیغات را متحول میکند.
She is conducting research on programmatic trends.
او در حال انجام تحقیقاتی در مورد روند های برنامهنویسی شده است.
With these processes in place, marketers are able to see any data– such as social, search, display, programmatic, web, email and CRM data– all in one place.
با وجود این فرآیندها، بازاریابها میتوانند هر دادهای – مانند دادههای شبکههای اجتماعی، جستجو، نمایش، برنامهریزی شده، وب، ایمیل و دادههای CRM – را در یک مکان ببینند.
منبع: Selected English short passagesلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید