prohormone

[ایالات متحده]/prəʊˈhɔːməʊn/
[بریتانیا]/proʊˈhɔːrmoʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده‌ای که در بدن به هورمون تبدیل می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

prohormone supplement

مکمل پروهورمون

prohormone stack

پشته پروهورمون

prohormone cycle

چرخه پروهورمون

prohormone effects

اثرات پروهورمون

prohormone benefits

فواید پروهورمون

prohormone usage

مصرف پروهورمون

prohormone dosage

دوز پروهورمون

prohormone risks

خطرات پروهورمون

prohormone research

تحقیقات پروهورمون

prohormone products

محصولات پروهورمون

جملات نمونه

prohormones can enhance muscle growth.

هورمون‌های پیشین می‌توانند باعث افزایش رشد عضلات شوند.

many athletes use prohormones for better performance.

بسیاری از ورزشکاران از هورمون‌های پیشین برای عملکرد بهتر استفاده می‌کنند.

prohormones may have side effects if misused.

اگر مورد سوء استفاده قرار گیرند، هورمون‌های پیشین ممکن است عوارض جانبی داشته باشند.

consult a doctor before taking prohormones.

قبل از مصرف هورمون‌های پیشین با پزشک مشورت کنید.

prohormones are often marketed as legal steroids.

هورمون‌های پیشین اغلب به عنوان استروئیدهای قانونی بازاریابی می‌شوند.

research on prohormones is still ongoing.

تحقیقات در مورد هورمون‌های پیشین همچنان در حال انجام است.

prohormones can be found in various supplements.

هورمون‌های پیشین را می‌توان در مکمل‌های مختلف یافت.

understanding prohormones is important for athletes.

درک هورمون‌های پیشین برای ورزشکاران مهم است.

some prohormones are banned in competitive sports.

برخی از هورمون‌های پیشین در مسابقات ورزشی ممنوع هستند.

prohormones can help with recovery after workouts.

هورمون‌های پیشین می‌توانند به ریکاوری بعد از تمرین کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید