projectiles

[ایالات متحده]/prəˈdʒɛktaɪlz/
[بریتانیا]/prəˈdʒɛktaɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشیاء که پرتاب یا شلیک می‌شوند، مانند گلوله‌ها یا موشک‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

fast projectiles

پروژیل‌های سریع

deadly projectiles

پروژیل‌های کشنده

heavy projectiles

پروژیل‌های سنگین

explosive projectiles

پروژیل‌های انفجاری

guided projectiles

پروژیل‌های هدایت‌شونده

ballistic projectiles

پروژیل‌های گلوله‌ای

sharp projectiles

پروژیل‌های تیز

light projectiles

پروژیل‌های سبک

small projectiles

پروژیل‌های کوچک

non-lethal projectiles

پروژیل‌های غیرکشنده

جملات نمونه

the soldier aimed at the incoming projectiles.

سرباز به سمت گلوله‌های در حال نزدیک شدن نشانه گرفت.

projectiles can cause significant damage in a battle.

گلوله‌ها می‌توانند آسیب جدی در نبرد ایجاد کنند.

scientists study the trajectory of projectiles in physics.

دانشمندان مسیر حرکت گلوله‌ها را در فیزیک مطالعه می‌کنند.

he dodged the projectiles with quick reflexes.

او با واکنش سریع از گلوله‌ها جاخالی داد.

projectiles were launched during the military exercise.

گلوله‌ها در طول تمرین نظامی پرتاب شدند.

the game features various types of projectiles.

بازی دارای انواع مختلف گلوله‌ها است.

understanding the physics of projectiles is essential for engineers.

درک فیزیک گلوله‌ها برای مهندسان ضروری است.

he collected samples of ancient projectiles for his research.

او نمونه‌هایی از گلوله‌های باستانی را برای تحقیقات خود جمع‌آوری کرد.

projectiles can be affected by wind and gravity.

گلوله‌ها می‌توانند تحت تأثیر باد و گرانش قرار گیرند.

the museum displayed various ancient projectiles.

موزه انواع گلوله‌های باستانی را به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید