shells

[ایالات متحده]/[ʃelz]/
[بریتانیا]/[ʃelz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.پوشاندن یا محصور کردن با پوسته؛ پرتاب کردن (جرم) از تفنگ یا دستگاه دیگر
n.پوشش خارجی سخت حلزون، صدف یا سایر اجسام؛ یک محفظه یا پوشش محافظتی؛ یک رابط خط فرمان برای سیستم عامل‌های شبه یونیکس

عبارات و ترکیب‌ها

seashells

Persian_translation

collect shells

Persian_translation

shelling peas

Persian_translation

shell game

Persian_translation

shell shocked

Persian_translation

empty shells

Persian_translation

shell fish

Persian_translation

shell out

Persian_translation

shells scattered

Persian_translation

shell fragments

Persian_translation

جملات نمونه

we collected beautiful shells on the beach.

ما صدف‌های زیبا در ساحل جمع‌آوری کردیم.

the child held a handful of shells.

کودک مشتی صدف در دست داشت.

she decorated the frame with seashells.

او قاب را با صدف تزئین کرد.

the diver searched for rare shells underwater.

غواص به دنبال صدف‌های کمیاب در زیر آب بود.

he found a perfect conch shell.

او یک صدف حلزونی کامل پیدا کرد.

the shells were scattered along the shore.

صدف‌ها در امتداد ساحل پراکنده شده بودند.

she keeps her shells in a display case.

او صدف‌های خود را در یک ویترین نگهداری می‌کند.

the ocean churned, scattering the shells.

اقیانوس به هم ریخت و صدف‌ها را پراکنده کرد.

he identified the shells using a guide.

او با استفاده از یک راهنما صدف‌ها را شناسایی کرد.

the shells whispered secrets of the sea.

صدف‌ها رازهای دریا را زمزمه می‌کردند.

she carefully cleaned the shells before displaying them.

او قبل از نمایش دادن آنها صدف‌ها را با دقت تمیز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید