prolapse

[ایالات متحده]/'prəʊlæps/
[بریتانیا]/pro'læps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. [پزشکی] بیرون زدن یا افتادن
n. [پزشکی] بیرون زدگی یا افتادگی

عبارات و ترکیب‌ها

Rectal prolapse

پرولاپس رکتال

Uterine prolapse

پرولاپس رحم

mitral valve prolapse

پرو لَپس دریچه میترال

جملات نمونه

he suffered a prolapsed disc.

او دچار فتق دیسک شده بود.

Rectal mucose prolapse and internal inlussception appeared easily in males.

در مردان، بیرون‌زدگی مخاط رکتال و گیر افتادن داخلی به راحتی ظاهر می‌شد.

To investigate the effects of endoscopic high frequency electrosection and hot biopsy electrocautery on prolapse of gastric mucosa.

برای بررسی اثرات الکتروسیون با فرکانس بالا و الکتروکوتری نمونه‌برداری گرم اندوسکوپی بر بیرون‌رزیسته‌ی مخاط معده.

Intracapsular cataract extraction, the complications such as vitreous prolapse, retinal detachment are more than ECCE.

جراحی خارج کپسولی آب مروارید، عوارضی مانند بیرون‌زدگی جسم شیشه‌ای، جداشدگی شبکیه بیشتر از جراحی داخل کپسولی آب مروارید (ECCE) است.

The main injured parts included prolapse of lumbar intervertebral,muscles of waist and back myofascitis,epiphysitis of lumbar spine,malposition of lumbar spine and lumbar muscle strain.

قسمت‌های آسیب‌دیده اصلی شامل بیرون‌فتادگی دیسک‌های مهره‌ای کمری، میوفاسیتیس عضلات کمر و ناحیه، اپی‌فیزیتیس ستون فقرات کمری، بدشکلی ستون فقرات کمری و کشیدگی عضلات کمر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید