proles

[ایالات متحده]/ˈprəʊliːz/
[بریتانیا]/ˈproʊliz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اصطلاح جمعی برای نسل‌ها یا فرزندان

عبارات و ترکیب‌ها

proles unite

گروه‌ها متحد شوند

proles rise

گروه‌ها قیام کنند

proles fight

گروه‌ها بجنگند

proles matter

گروه‌ها مهم هستند

proles demand

گروه‌ها خواهان هستند

proles lead

گروه‌ها رهبری می‌کنند

proles organize

گروه‌ها سازماندهی کنند

proles speak

گروه‌ها صحبت کنند

proles support

گروه‌ها حمایت کنند

proles create

گروه‌ها ایجاد کنند

جملات نمونه

the proles often struggle to make ends meet.

پروُل‌ها اغلب برای تامین معاش خود تلاش می‌کنند.

in the novel, the proles represent the working class.

در رمان، پروُل‌ها نمایانگر طبقه کارگر هستند.

proles are often overlooked in political discussions.

پروُل‌ها اغلب در بحث‌های سیاسی نادیده گرفته می‌شوند.

the government rarely addresses the needs of the proles.

دولت به ندرت به نیازهای پروُل‌ها رسیدگی می‌کند.

many believe that the proles hold the key to change.

بسیاری معتقدند که پروُل‌ها کلید تغییر را در دست دارند.

proles often find solace in community gatherings.

پروُل‌ها اغلب آرامش را در گردهمایی‌های اجتماعی پیدا می‌کنند.

education is essential for the proles to rise.

تحصیل برای پیشرفت پروُل‌ها ضروری است.

proles have a unique perspective on societal issues.

پروُل‌ها دیدگاه منحصر به فردی نسبت به مسائل اجتماعی دارند.

in times of crisis, the proles often unite.

در زمان بحران، پروُل‌ها اغلب متحد می‌شوند.

the struggles of the proles are often depicted in literature.

کشمکش‌های پروُل‌ها اغلب در ادبیات به تصویر کشیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید