class

[ایالات متحده]/klɑːs/
[بریتانیا]/klæs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رده، سطح، وضعیت اجتماعی؛ گروهی از دانش‌آموزان که به‌طور مشترک آموزش می‌بینند
vt. اختصاص دادن به یک کلاس یا دسته خاص.

عبارات و ترکیب‌ها

classroom

کلاس درس

class schedule

برنامه کلاس

class assignment

تکلیف کلاس

classmate

همکلاسی

class discussion

بحث کلاسی

class presentation

ارائه کلاسی

class participation

شرکت در کلاس

class registration

ثبت نام در کلاس

classroom rules

قوانین کلاس

class project

پروژه کلاسی

in class

در کلاس

first class

کلاس اول

economy class

کلاس اقتصادی

middle class

طبقه متوسط

after class

پس از کلاس

world class

جهانی

english class

کلاس زبان انگلیسی

working class

طبقه کارگر

no class

کلاسی وجود ندارد

high class

کلاس بالا

second class

کلاس دوم

social class

طبقه اجتماعی

top class

کلاس برتر

ruling class

طبقه حاکم

class struggle

درگیری طبقاتی

base class

کلاس پایه

business class

کلاس تجاری

third class

کلاس سوم

upper class

طبقه بالا

training class

کلاس آموزشی

جملات نمونه

I class that as wickedness.

من آن را به عنوان شرارت در نظر می‌گیرم.

The entire class will be there.

کل کلاس آنجا خواهد بود.

instruct a class in history

یک کلاس در تاریخ آموزش دهید

a first-class hotel; first-class mail.

یک هتل درجه یک؛ پست ویژه.

class warfare; a class picnic.

جنگ طبقات؛ پیک نیک کلاسی.

a class of obstreperous children

یک کلاس از کودکان پر سر و صدا

a community without class or political boundaries.

یک جامعه بدون طبقه یا مرزهای سیاسی.

a new class of heart drug.

یک دسته جدید از داروی قلب.

the class of 1907.

کلاس 1907.

conduct which is classed as criminal.

رفتاری که به عنوان جنایی طبقه بندی می شود.

نمونه‌های واقعی

She infected the whole class with her influenza.

او کل کلاس را با آنفولانزا خود آلوده کرد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

The adjunct professor usually teaches just one or two classes.

معاون تدریس معمولاً فقط یک یا دو کلاس تدریس می کند.

منبع: VOA Special September 2019 Collection

In the afternoon I have PE class.

بعد از ظهر کلاس تربیت بدنی دارم.

منبع: People's Education Press PEP Primary School English Grade 6 Volume 2

She's so incisive when it comes to deconstructing the middle class.

وقتی صحبت از تفکیک طبقه متوسط می شود، او بسیار دقیق است.

منبع: Friends Season 3

The city of Portland conducts the class.

شهر پورتلند این کلاس را برگزار می کند.

منبع: VOA Special March 2016 Collection

Oh, I have a class at 10 as well.

اوه، من هم کلاس ساعت 10 دارم.

منبع: English Major Level Four Listening Test (Complete Version)

Bridges runs dance classes for all ages.

بریجز کلاس های رقص برای همه سنین برگزار می کند.

منبع: New types of questions for the CET-4 (College English Test Band 4).

Janine Driver teaches body language evening classes.

جینین درایور کلاس های زبان بدن شبانه آموزش می دهد.

منبع: The secrets of body language.

So this is the class that we did.

بنابراین این کلاسی است که ما انجام دادیم.

منبع: CNN 10 Student English May 2019 Collection

You guys do 8 a.m. classes or not?

شما ساعت 8 صبح کلاس دارید یا نه؟

منبع: Listening Digest

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید