proliferator

[ایالات متحده]/prəˈlɪfəreɪtə/
[بریتانیا]/proʊˈlɪfəreɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پroliferate کردن؛ صورت فاعلی: proliferates، گذشته: proliferated، صورت مفعولی: proliferating، گذشته مفعولی: proliferated
n. فرد یا چیزی که proliferate می‌کند؛ سلول یا موجودی که به سرعت تکثیر می‌شود؛ جمع: proliferators
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

arms proliferator

گسترش‌دهنده سلاح

nuclear proliferator

گسترش‌دهنده هسته‌ای

state proliferator

گسترش‌دهنده کشور

rogue proliferator

گسترش‌دهنده بی‌قانون

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید