prolixities

[ایالات متحده]/prəˈlɪksɪti/
[بریتانیا]/prəˈlɪksɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت پرگویی یا طولانی بودن بیش از حد در گفتار یا نوشتار؛ موردی از استفاده از کلمات بیش از حد

عبارات و ترکیب‌ها

prolixity in writing

پرگویی در نوشتن

avoid prolixity

از پرگویی اجتناب کنید

prolixity of speech

پرگویی در سخن

prolixity and clarity

پرگویی و وضوح

prolixity in discussion

پرگویی در بحث

prolixity is unnecessary

پرگویی غیر ضروری است

prolixity in reports

پرگویی در گزارش‌ها

reduce prolixity

پرگویی را کاهش دهید

prolixity of details

پرگویی جزئیات

prolixity and brevity

پرگویی و اختصار

جملات نمونه

his prolixity made the presentation tedious.

ثرگویی او باعث طولانی و خسته کننده شدن ارائه شد.

she avoided prolixity in her writing.

او از به کار بردنثرگویی در نوشته هایش خودداری کرد.

the prolixity of the report frustrated the readers.

ثرگویی گزارش باعث ناامیدی خوانندگان شد.

prolixity can dilute the main message.

ثرگویی می تواند پیام اصلی را رقیق کند.

he was criticized for his prolixity in speeches.

او به خاطر ثرگویی در سخنرانی هایش مورد انتقاد قرار گرفت.

prolixity is often a sign of poor communication skills.

ثرگویی اغلب نشانه مهارت های ارتباطی ضعیف است.

to avoid prolixity, focus on key points.

برای جلوگیری از ثرگویی، بر نکات کلیدی تمرکز کنید.

his prolixity resulted in a loss of audience interest.

ثرگویی او منجر به از دست دادن علاقه مخاطبان شد.

editing for prolixity can improve clarity.

ویرایش برای ثرگویی می تواند وضوح را بهبود بخشد.

many writers struggle with prolixity in their first drafts.

بسیاری از نویسندگان در پیش نویس های اول خود با ثرگویی دست و پنجه نرم می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید