promotionals

[ایالات متحده]/prəˈməuʃənl/
[بریتانیا]/prə'moʃənl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتبط با ترویج یا تبلیغ.

عبارات و ترکیب‌ها

promotional event

رویداد تبلیغاتی

promotional discount

تخفیف تبلیغاتی

promotional campaign

کمپین تبلیغاتی

promotional materials

مواد ترویجی

promotional activities

فعالیت‌های تبلیغاتی

promotional material

مواد تبلیغاتی

promotional events

رویدادهای تبلیغاتی

promotional literature

ادبیات تبلیغاتی

جملات نمونه

she was on a promotional tour for her books.

او در حال تبلیغاتی برای کتاب‌هایش بود.

the tinsel of parties and promotional events.

جواهر تزئینی جشن‌ها و رویدادهای تبلیغاتی.

Our staff produced promotional brochures.

کارمندان ما بروشورهای تبلیغاتی تولید کردند.

a flat-out promotional campaign; a flat-out deception.

یک کمپین تبلیغاتی تمام‌عیار؛ یک فریب تمام‌عیار.

as a promotional method direct mail is a blunt instrument.

به عنوان یک روش تبلیغاتی، ارسال مستقیم یک ابزار کند است.

hyped the new book by sending its author on a promotional tour.

با ارسال نویسنده در یک تور تبلیغاتی، کتاب جدید را تبلیغ کردند.

kicked off the promotional tour with a press conference for the author.

با برگزاری کنفرانس مطبوعاتی برای نویسنده، تور تبلیغاتی را آغاز کردند.

Thus algae have a promotional function in photo degradation of phorate-and-phoxim.

بنابراین، جلبک ها یک عملکرد ترویجی در تخریب فوتو برای فورات و فوک سیم دارند.

the film's success rested on a promotional campaign showcasing its relentless eye candy.

موفقیت فیلم به یک کمپین تبلیغاتی متکی بود که چشم‌اندازهای بی‌رحمانه‌اش را به نمایش می‌گذاشت.

Print and recorded promotional materials of Hawk 4 and SparrowHawk Gyroplanes and Gyrodyne concept aircraft.

مواد تبلیغاتی چاپی و ضبط شده از Hawk 4 و هواپیماهای گلایدر SparrowHawk و هواپیمای مفهومی Gyrodyne.

Promotional pamphlet, Brochure, Poster, Menu, Tablemat, Memo, Coaster, Paper fan, Other paper premiums.

بروشور تبلیغاتی، بروشور، پوستر، منو، زیرمیزی، یادداشت، زیرلیوانی، طرفدار کاغذی، جایزه کاغذی دیگر.

Products Wanted: Soccer-gifts, T-shirts, boxer, shorts, jewellery, promotional products, watches, figuries, apparell, accessories etc.

محصولات مورد نظر: هدایای فوتبالی، تی شرت، بوکسور، شلوارک، جواهرات، محصولات تبلیغاتی، ساعت، مجسمه ها، لباس، لوازم جانبی و غیره.

Waringin has been quoted in his blog as saying he would rather share money earmarked for a conventional promotional campaign with people who needed it.

وارینگین در وبلاگ خود نقل شده است که ترجیح می‌دهد پولی را که برای یک کمپین تبلیغاتی سنتی تعیین شده با افرادی که به آن نیاز داشتند به اشتراک بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید