promptings

[ایالات متحده]/ˈprɒmp.tɪŋz/
[بریتانیا]/ˈprɑːmp.tɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مشوق‌ها; نشانه‌ها; محرک‌ها
v. تشویق‌کننده; برانگیزنده; انگیزه‌دهنده (شکل حال استمراری prompt)

عبارات و ترکیب‌ها

inner promptings

الگوهای درونی

divine promptings

الگوهای الهی

gentle promptings

الگوهای ملایم

spiritual promptings

الگوهای معنوی

creative promptings

الگوهای خلاقانه

promptings of faith

الگوهای ایمان

promptings of love

الگوهای عشق

promptings of intuition

الگوهای شهودی

promptings of conscience

الگوهای وجدان

promptings of desire

الگوهای هوس

جملات نمونه

her promptings helped me make the right decision.

پیشنهادها یا القای او به من کمک کرد تا تصمیم درستی بگیرم.

he followed his inner promptings to pursue a new career.

او به دنبال القای درونی خود برای دنبال کردن یک شغل جدید بود.

sometimes, promptings from friends can lead to great opportunities.

گاهی اوقات، القای دوستانه می‌تواند منجر به فرصت‌های عالی شود.

she acted on the promptings of her conscience.

او بر اساس القای وجدان خود عمل کرد.

his promptings were subtle but effective.

القای او ظریف اما مؤثر بود.

listening to promptings can guide you in difficult times.

گوش دادن به القا می‌تواند شما را در زمان‌های سخت راهنمایی کند.

promptings from within often lead to personal growth.

القای درونی اغلب منجر به رشد شخصی می‌شود.

she ignored the promptings of doubt and moved forward.

او القای تردید را نادیده گرفت و به جلو رفت.

his promptings encouraged her to take risks.

القای او او را تشویق به گرفتن ریسک کرد.

they often share promptings that inspire creativity.

آنها اغلب القایی را به اشتراک می‌گذارند که خلاقیت را الهام بخش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید