prophetesses

[ایالات متحده]/ˌprɒfɪ'tes/
[بریتانیا]/'prɑfətɛs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیامبر زن، بیننده زن.

جملات نمونه

The prophetess foretold the coming of a great leader.

پیشگویی‌کننده از ظهور یک رهبر بزرگ خبر داد.

She was known as a powerful prophetess among her people.

او در میان قومش به عنوان یک پیشگویی‌کننده قدرتمند شناخته می‌شد.

The prophetess prophesied about a major disaster.

پیشگویی‌کننده درباره یک فاجعه بزرگ پیش‌بینی کرد.

People sought guidance from the prophetess during times of crisis.

در زمان بحران مردم برای راهنمایی از پیشگویی‌کننده کمک می‌خواستند.

The prophetess was revered for her wisdom and insight.

پیشگویی‌کننده به خاطر خرد و بینش او مورد احترام بود.

Legends tell of a legendary prophetess who could see into the future.

افسانه‌ها از یک پیشگویی‌کننده افسانه‌ای که می‌توانست به آینده نگاه کند، صحبت می‌کنند.

The prophetess was believed to have a direct line to the divine.

اعتقاد بر این بود که پیشگویی‌کننده خط ارتباطی مستقیم با الهی داشت.

Many came from far and wide to seek the counsel of the prophetess.

بسیاری از دور و نزدیک برای مشورت با پیشگویی‌کننده می‌آمدند.

The prophetess's words were often cryptic and open to interpretation.

کلمات پیشگویی‌کننده اغلب مبهم و تفسیرپذیر بودند.

She was regarded as a prophetess of doom by some and a beacon of hope by others.

برخی او را به عنوان پیشگویی‌کننده مرگ و برخی دیگر به عنوان چراغ امیدی می‌دانستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید